ملا
نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست
ميانداختند . دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي شان طلا بود و يكي از
نقره . اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد . اين داستان در
تمام منطقه پخش شد . هر روز گروهي زن و مرد ميآمدند و دو سكه به او نشان
مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد . تا اينكه مرد
مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آن طور دست ميانداختند٬
ناراحت شد . در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت : هر وقت دو سكه به تو نشان
دادند٬ سكه طلا را بردار . اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر
دستت نمياندازند . ملا نصرالدين پاسخ داد : ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر
سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمق
تر از آنهايم . شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آوردهام .
دوستان عزيز ، به نظر شما نکته آموزشي این متن چیست ؟
« اگر كاري كه مي كنيد٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه شما را احمق بدانند . »
درانتخاب
استراتژي بايد نگاهي بلند مدت داشت و اگر به استراتژي خود اطمينان داريد
آن را با قدرت ادامه بدهيد و توجه چنداني به كساني كه اين استراتژي را درك
نمي كنند و هر از گاهي در مقابل آن جبهه مي گيرند نداشته باشيد . دنيا به
كام آناني است كه با خلاقيت مسائل را از زواياي جديدي ديده و حل مي كنند
نه كساني كه در همان شرايط از انجام چنين كاري عاجز هستند .
احتشام
جمعه پانزدهم خرداد 1388
به صف می پیوندم آرام پیش می رویم از خانم جلویی می پرسم برای چه صف بسته ایم ؟ می گوید : برای پیوستن به صف بعدی. می گویم : « چه مسخره ! » می گوید : « من دارم به صف بعدی می رسم بعد از من نوبت توست ... » به صف بعدی می پیوندم آرام پیش می رویم
اين حرف رو كسي ميزنه بهتون كه تا به حال شناسنامه اش مهر راي نخورده تا اين دوره. مي خوام اينو بگم كه كسي نمي تونه...............................................
من نه دستمال سبز ميبندم واسه موسوي...................
نه ريش ميذارم و نه تسبيح بدست ميگيرم....................
هيچ ميدونين چرا انگليس موفقه؟
چون فلاني وقتي 200سال پيش از همه چيز ميزنه مياد هندوستان و غارت ميكنه ميبره سهمي هم واسه نسل هاي بعد قائل ميشه يعني بحساب مياره كه بعد از اون نسل هاي بعدش هم در رفاه باشن پس سختي زندگي رو به جون مي خره واسه آيندگانش. ولي برعكس كشورهاي جهان سوم رو ببينين از كوچكترين چيز با ارزش نميگذزن حتي تو گور ميبرنش باخودشون...
شبكه مترجمين ايران با هدف ارئه خدمات الکترونیکی ترجمه توسط عده ای از متخصصین ایرانی صنعت IT و اساتيد فن ترجمه دایر شده است. ما با گردآوری مجموعه ای از بهترین مترجمین داخلی و خارجی در تمام زمینه های تخصصی و غیر تخصصی بستری برای ارائه خدمات مطمئن، سریع و با کیفیت ترجمه در هر نقطه ای از این کره خاکی که تحت پوشش شبکه اینترنت باشد فراهم نموده ایم. امکان انتخاب زمان تحویل ترجمه، کیفیت و نیز امکان برقرار نمودن ارتباط مستقیم با مترجم از امکانات ویژه سیستم، می باشد.
Among the pictures that point to the distance of society from the right path
and that make clear the level of its deviation and separation from it is the
open spread of women not just uncovering their faces but enhancing and making a
display of their beauty.
لطفاً
وجه اشتراك را به حساب جاری ۰۲۴۳۱۱۴۰۱۲ نزد بانك
تجارت شعبه علامه طباطبایی تهران كد ۲۴۳۰ به
نام
حسین
ملانظر واریز كنید و اصل فیش را به
همراه فرم درخواست اشتراك تكمیل شده به صندوق
پستی مجله ارسال كنید.
بهای
اشتراك سالانه فصلنامه جهت داخل كشور:
۸۰۰۰۰
ریال و برای دانشجویان ۷۰۰۰۰ ریال
(الصاق
كپی كارت دانشجویی برای دانشجویان الزامی است.)
(شمارههای
۱ تا ۴، هر نسخه ۸۰۰۰ ریال و شمارههای
۵ تا ۱۴ هر
نسخه ۱۰۰۰۰ ریال و شمارههای
۱۵ و ۱۶ هر نسخه ۱۵۰۰۰ ریال)
نام و نام خانوادگی:
مؤسسه، مركز،
دانشكده، كتابخانه و ... :
نشانی:
كد پستی: صندوق پستی:
تلفن/ دورنگار:
پست الكترونیك:
به پیوست اصل رسید
فیش بانكی شماره .............................. به مبلغ ................... ریال
به حساب جاری ۰۲۴۳۱۱۴۰۱۲ نزد بانك تجارت شعبه علامه طباطبایی تهران كد ۲۴۳۰ به
نام حسین ملانظر بابت اشتراك یك ساله از شماره .......... (و شمارههای قبلی
.................) ارسال میگردد.
دیپلم رياضي از دبيرستان جاويدان – تهران خرداد ۱۳۵۲
كارشناسی مترجمی زبان انگلیسی، مدرسه عالی ترجمه، تیر ١۳۵٦.
كارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی، دانشکده دماوند، تیر ١۳۵٩.
دكترای آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه علامه طباطبایی، آبان ١۳۷٩.
عناوین پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکترا
روايي و پايايي در آزمون زبان انگليسي دبيرستاني در مناطق مختلف تهران
كنش هاي گفتاري در فرآيند يادگيري انگليسي گويش وران فارسي زبان: توانش ارتباطي و منظور شناختي از منظر فرهنگي و زباني
مشاغل اجرايی و علمی
عضو هیأت علمی گروه آموزشي مترجمی زبان انگلیسی، دانشكده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی
مدير گروه آموزشي مترجمي زبان انگليسي، دانشكده ادبيات فارسي و زبانهاي خارجي، دانشگاه علامه طباطبايي
مرتبه علمی: دانشيار
علائق پژوهشی
طراحي و ايجاد پيكره هاي يك زبانه و دو زبانه موازي و مقايسه اي براي كاربردهاي عمومي و تخصصي در حوزه هاي مختلف زبان نوشتاري
بهره گيري از تحليل انتقادي گفتمان به عنوان شيوه اي براي نقد ترجمه
ويژه گيهاي متني ژانرهاي گوناگون از منظر پژوهش هاي كمي
ارزشيابي ترجمه براي اهداف آموزشي
كارهای پژوهشی منتشر شده
كتابها
تألیف
ترجمه پیشرفته (۲) ، دانشگاه پیام نور، چاپ اول ١۳۷۴
ترجمه متون مطبوعاتی (١)، دانشگاه پیام نور، چاپ سوم ١۳٨١
ترجمه متون مطبوعاتی (۲)، دانشگاه پیام نور، چاپ دوم ١۳۷٨
واژه شناسی، دانشگاه پیام نور، چاپ چهارم ١۳٨١
ترجمه متون سیاسی، دانشگاه پیام نور، چاپ دوم ١۳٨٠
واژه شناسی انگلیسی و فرآیندهای واژه سازی در انگلیسی و فارسی، انتشارات سمت، چاپ دوم تابستان ۱۳۸۷
فرهنگ توصیفی اصطلاحات مطالعات ترجمه، انتشارات یلدا قلم، چاپ اول ١۳٨۵
ترجمه
شامل بیش از ۳۵ جلد از قوانین جاری ایران از فارسی به انگلیسی كه برخی از آنها به شرح زیر است:
قانون مجازات اسلامی، چاپ اول مهر ١۳٨۳
قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۲۷ بهمن ١۳٨٠، چاپ اول فروردین ١۳٨١
قانون كار و آئین نامه اجرایی كارهای سخت و زیان آور، چاپ اول مهر ١۳٨۲
قانون تامین اجتماعی، چاپ اول بهمن ١۳٨١
قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران چاپ اول شهریور ١۳٨٠
قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (كتاب دوم: در امور كیفری)، مصوب شهریور ١۳۷٨، چاپ اول آبان ١۳٨٠
قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب آذر ١۳۷٨، چاپ اول آبان ١۳٨٠
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول دی ١۳٨٠
قانون و مقررات صادرات و واردات، چاپ اول مرداد ١۳٨١
قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب اسفند ١۳٨٠، چاپ اول اسفند ١۳٨١
قانون حداكثر استفاده از توان فنی، مهندسی، تولیدی و صنعتی كشور
قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی مصوب ١۳٨١
آئین نامه اجرایی قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی مصوب ١۳٨١
قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم و چگونگی برقراری و وصول عوارض مصوب دی ١۳٨١
آئین نامه اجرایی قانون اصلاح موادی از قانون برنامه سوم و چگونگی برقراری و وصول عوارض مصوب دی ١۳٨١
موافقتنامه و شرایط عمومی همسان قراردادهای خدمات مشاوره: نشریه ۴۳١٨ سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور
قانون صدور چك با اصلاحات جدید مصوب شهریور ١۳٨۲
قانون منع مداخله در معاملات دولتی
مقالات
ارزشیابی كیفیت ترجمه، فصلنامه مطالعات ترجمه، سال ۳ شماره ١٠، تابستان ١۳٨۴.
شان و منزلت مترجم و نظریه پرداز در مطالعات ترجمه، فصلنامه مطالعات ترجمه، سال ۳ شماره ١١، پاییز ١۳٨۴.
رده شناسی متن، سطح دشواری متن و ترجمه: رهیافتی برای انتخاب متون ترجمه ای، فصلنامه مطالعات ترجمه، سال ۳ شماره ١۲ زمستان ١۳٨۴.
Persian
Speaking Translation Trainees Perception of Degree of Politeness of
English Request Strategies.،فصلنامه زبان و ادب، زمستان ١۳٨۳، مجله
دانشكده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی.
سخنرانیها و شرکت در همایشها
سخنرانیهای داخل کشور
زمینه
های تحقیق در ترجمه شناسی، اولین هم اندیشی مطالعات ترجمه، اردیبهشت ١۳٨۲،
دانشكده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی.
ارزشیابی
ترجمه برای اهداف آموزشی، كارگاه آموزش ترجمه، ۵ تا ٦ دی ماه ١۳٨۴،
دانشكده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی.
در معرفت شناسی نظریه ترجمه، نخستین همایش انجمن زبانشناسی ایران، ۲۴-۲۳ اسفند ١۳٨۴، تالار فردوسی دانشگاه تهران.
پژوهش های پیکره بنیاد در مطالعات ترجمه، انجمن زبانشناسی ایران، گروه ترجمه شناسی، پائیز ١۳٨۵.
جهانی
های ترجمه از فرضیه تا نظریه، مجموعه سخنرانی های گروه آموزشی مترجمی
انگلیسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی.
تجربیات تدریس
ارزشيابي پيشرفته ترجمه در دوره كارشناسي ارشد
واژه شناسي و معادل گزيني در ترجمه در دوره كارشناسي ارشد
تحقيق پيشرفته در ترجمه در دوره كارشناسي ارشد
اصول و روش آزمون سازي در دوره كارشناسي ارشد آموزش زبان فارسي به غير فارسي زبانان
ترجمه مكاتبات و اسناد ۱ و ۲ در دوره كارشناسي
ترجمۀ متون سیاسی در دوره كارشناسي
اصول و روش تحقیق ۱ و ۲ در دوره كارشناسي
ترجمه متون مطبوعاتي ۱ و ۲ در دوره كارشناسي
واژه شناسي انگليسي در دوره كارشناسي
راهنمایی پایان نامههای كارشناسی ارشد در رشته مطالعات ترجمه
مینا
عابدی، Small Corpora in Translation Studies: Comparing Thematic
Organization in Two Languages (English and Persian)، دانشگاه علامه
طباطبایی، ١۳٨۳.
آرش اندرودی، A Functional Analysis of
Theme/Rheme Organization in the Iranian Civil Code and its English
Translation، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨۴.
علی کردار، A
Corpus-Based Study on Translation of the English Passive Voice into
Modern Persian Literary Texts، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨۵.
مریم
نیکپور، Translation-inherent Explicitation in Persian Translations of
UN Documents on Women’s Rights: A Corpus-Based Study، دانشگاه علامه
طباطبایی، ١۳٨۵.
مونیکا کاپکی، Core Lexical and Syntactic
Patterns in Original and Translational English Literature for Children،
دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨۵.
ناهید حدادی، A Corpus-based
Comparative Study of Original and Translational English Journalistic
Texts، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨۵.
محمود اکبری، A
Contrastive Analysis of Textual Features in Persian Translational and
non-translational Children’s Literature، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨٦.
صغری قنواتی، On the Relationship between Multiple Intelligence and Translation Quality، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨۶.
الهام بهره مند، On the Relationship between Reasoning Ability and Translation Quality، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨۶.
کتایون پاکتچی، Domestication and Foreignization in Translations of Children's Literature، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨٦.
میترا
میرزایی آریا، Structural and Semantic Translatability of 'Irreversible
Binominals' from Persian into English، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨۵.
حيدر
رضايي، A Descriptive Corpus-based Study of the Strategies Applied in
Translating Persian “Kasre-Ezafe” into English. دانشگاه علامه طباطبايي
۱۳۸۶
سایر فعالیتهای پژوهشی (مصاحبه، برگزاری همایش، کارگاه، ...)
عضو انجمن زبان شناسی ایران
راههای تماس
نشانی محل کار:
تهران، بزرگراه چمران، پل مدیریت، خیابان علامه طباطبایی، دانشكده
ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، گروه مترجمی زبان
انگلیسی، و مرکز پژوهشهای ترجمه
کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی، مدرسۀ عالی ترجمه، تهران، ۱۳۵۶.
کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه ملی، تهران، ۱۳۵۸.
دکترای آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ۱۳۷۹.
عناوین پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکترا
“Mediated Interlingual Communication”، رساله دكترا، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۹.
علائق پژوهشی
ترجمه – ترجمۀ شفاهی
جامعهشناسی زبان
روانشناسی زبان
زبانشناسی کاربردی
دوزبانگی
مسائل فرهنگی در ترجمه
كارهای پژوهشی منتشر شده
كتابها
تألیف
فرهنگ توصیفی ترجمۀ شفاهی، در دست چاپ.
دوزبانگی و ترجمۀ شفاهی، در دست چاپ.
ترجمه
"رند و رندی در اشعار حافظ (از انگلیسی به فارسی)". تهران: انتشارات کویر، ۱۳۷۰.
"برادرم دکتر معین (از فارسی به انگلیسی)". تهران: انتشارات معین، ۱۳۶۶.
"تربیت مترجم شفاهی و مکتوب (انگلیسی به فارسی)". تهران: انتشارات رهنما، ۱۳۷۸.
مقالات
تألیف
"زمان، تفاوت عمده میان ترجمۀ شفاهی و مکتوب"، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، ۱ (۱)، ۱۳۸۲.
"سویهگی در ترجمۀ شفاهی"، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، ۱ (۲)، ۱۳۸۲.
"دو زبانگی و آموزش ترجمۀ شفاهی"، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، ۱ (۳)، ۱۳۸۲.
"درجات و سطوح دوزبانگی و رابطۀ آن با ترجمۀ"، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، ۱ (۴)، ۱۳۸۲.
"نگاهی به رمزگردانی و رمزآمیزی در میان دوزبانهها"، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، ۲ (۶)، ۱۳۸۳.
"نگاهی به ارزشیابی در ترجمۀ شفاهی"، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، ۲ (۷-۸)، ۱۳۸۳.
"نگاهی به عملکرد مترجم شفاهی"، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، ۴ (۱۵)، ۱۳۸۵.
"عوامل دخیل در موفقیت مترجم شفاهی"، فصلنامۀ زبان و ادب، ۵ (۱۶)، ۱۳۸۱.
"تغییرات اجتماعی و تأثیر آنها بر زبان و ترجمه"، فصلنامۀ زبان و ادب، ۷ (۲۲)، ۱۳۸۳.
"خلاقیت در ترجمه"، فصلنامۀ زبان و ادب، ۹ (۳۰)، ۱۳۸۵.
"آشنایی با ترجمۀ شفاهی از دیدگاه ترجمهشناسی"، مجموعه مقالات دو هماندیشی ترجمهشناسی، انجمن زبان شناسی ایران، ۱۳۸۳.
"رمزآمیزی و ظهور واژههای قرضی در زبان فارسی"، مجموعه مقالات ششمین کنفرانس زبان شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۳.
ترجمه
بیش از ده مقاله در حوزه ادبیات در كیهان فرهنگی ٧۲-١۳٦٩ و اطلاعات علمی، ... (انگلیسی به فارسی)
سخنرانیها و شرکت در همایشها
سخنرانیهای خارج از کشور
"ترجمۀ شفاهی"، کنفرانس ترجمه، دانشگاه کپنهاگ، ۱۹۹۱.
"مشکلات ترجمۀ شفاهی از فارسی به انگلیسی"، کنفرانس ترجمه دانشگاه وین، اتریش، ۱۹۹۲.
سخنرانیهای داخل کشور
"Interpreting, Pleasure or monotony and torture"، دانشگاه علامه طباطبایی.
تجربیات تدریس
هوانیروز، مسئول آموزش مدرسین خارجی، ۱۳۵۶.
دانشکدۀ برنامهریزی و علوم کامپیوتر، گروه زبان انگلیسی، زبان تخصصی، ۱۳۵۸.
گروه
مترجمی زبان انگلیسی، دانشکدۀ زبانهای خارجی و ادبیات فارسی دانشگاه علامه
طباطبایی (ترجمۀ شفاهی، زبانشناسی کاربردی و ترجمه، کارگاه ترجمه، ...)
دانشگاه علوم دریایی، چابهار، دروس کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه.
مرتبه علمی: دانشیار پایه ۲۸
راهنمایی پایان نامههای كارشناسی ارشد در رشته مطالعات ترجمه
فؤاد خطیب، The Relation between Working Memory and Consecutive Interpreting Performance، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۴.
بهنام میرزایی بابوقانی، Problem Solving, Decision Making and Translation Competence، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵.
لیلا
پویان فر، Translation Problems and Readability of Journalistic Texts in
Educational Settings، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵.
هومن
عسکری، Signs of Hybridness in Texts Written by the Iranian Diaspora
Compared with Texts Translated by Them from Persian into English،
دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
رضا ابراهیمی، Strategic
Allocation of Working Memory and Other Attentional Resources in
Simultaneous Interpreting، دانشگاه علامه طباطبایی.
مهدی رضائی فر، Acceptance and Textual Features، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
محمد
رستگار مقدم،On the Effect of Terminological Awareness and Grammatical
Competence on the Translation Quality of the Trainees، دانشگاه علامه
طباطبایی، ۱۳۸۷.
سایر فعالیتهای پژوهشی (مصاحبه، برگزاری همایش، کارگاه، ...)
مترجم چکیدۀ مقالات مجلۀ زبان و ادب (فارسی به انگلیسی)، دانشگاه علامه طباطبایی.
راههای تماس
نشانی محل کار:
تهران، بزرگراه چمران، پل مدیریت، خیابان علامه طباطبایی، دانشكده
ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، گروه مترجمی زبان
انگلیسی، و مرکز پژوهشهای ترجمه
«راهبردهای همزمان در ترجمه شعر خطاب به مارگریت ــ دنباله»، مقاله مشترك، مجله مطالعات ترجمه، ٩ (١۳٨۴)، صص ۴۳–۲٩
'The
Holy Qur'an: Translation and Ideological Presuppositions' (قرآن مجید:
ترجمه و پیش فرضهای عقیدتی)، مقاله مشترك، مجله مطالعات ترجمه، ١١ (١۳٨۴)،
۵٩–٦۷
سخنرانیها و شرکت در همایشها
سخنرانیهای خارج از کشور
'"You" Translated into Persian' در كنفرانس تحصیلات تكمیلی دانشگاه واریك انگلستان، ١٩٩٩
'Cultural Approaches to Translation' كنفرانس ترجمه دانشگاه واریك، انگلستان، جولای ۲٠٠١
سخنرانیهای داخل کشور
”Doublets in Translation“، دانشگاه تهران، ١۳۷۳
”Communicative Language Teaching“، اولین سمینار مدرسان زبان جهاد سازندگی در اصفهان، ١۳۷۲
«مشكلات مدرسان زبان در آموزش به شیوه ارتباطی» در دومین سمینار مدرسان زبان جهاد سازندگی در مشهد، ١۳۷۳
«دیدگاه زبانشناسی به ترجمه» در دانشكده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، اردیبهشت ١۳٨٠
«ترجمه
رمان پس از انقلاب اسلامی: تحلیل هنجارهای فرهنگی ـ اجتماعی ترجمه»، در
دانشكده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، اسفند ١۳٨٠
«مطالعات ترجمه و موانع آن»، در اولين هماندیشی ترجمهشناسی، دانشگاه علامه طباطبايی، ۱۳۸۲
«نام و حوزه مطالعات ترجمه»، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ١۳٨۲
«تغییر لفظ در ترجمه»، دانشگاه امام حسین (ع)، ١۳٨۲
«چشم انداز آینده مطالعات ترجمه»، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، ١۳٨۳
«حوزه مطالعات ترجمه و چشم انداز آینده آن»، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمین، ١۳٨۴
«Translation Tools» ، دانشگاه علامه طباطبایی، دومین همایش دانشجویان تحصیلات تكمیلی، اسفند ١۳٨۵
«روشهای تحقيق در مطالعات ترجمه»، دانشگاه اصفهان، ١۳٨٦
تجربیات تدریس
كاربرد رایانه در ترجمه
دیرینه شناسی ترجمه در ایران
نظریه های ترجمه
فرهنگ و جامعه شناسی در ترجمه
مدلهای ترجمه
زبان شناسی كاربردی و ترجمه
اصول و روش ترجمه
اصول و مبانی نظری ترجمه
ترجمه متون ادبی
ترجمه متون ساده
ترجمه پیشرفته
ترجمه متون اقتصادی
راهنمایی پایان نامههای كارشناسی ارشد در رشته مطالعات ترجمه
فریده شعبانی، Culture-specific Items in Translation، دانشگاه علامه طباطبایی، خرداد ١۳٨۳
سید
محمد محقق، The Impact of Translators' Ideological Presuppositions on
the Translation of the Holy Qur'an، دانشگاه علامه طباطبایی، تیر ١۳٨۳
مصطفی
كمیلی، Explicitation of Cohesive Markers: A Feature of the Translation
Process and Product، دانشگاه علامه طباطبایی، شهریور ١۳٨۳
علیرضا
كربلایی حاجی اوغلی، Persian-to-English Translation in Iran after the
Islamic Revolution (۱۹۷۹–۱۹۸۹)، دانشگاه علامه طباطبایی، اسفند ١۳٨۳
بهروز
كروبی، Uncovering Ideology in Translation: An Ideological Study of
Gender Translation، دانشگاه آزاد اسلامی تهران علوم و تحقیقات، اردیبهشت
١۳٨۴
بهنام كلیلی، Translation Vs Localization of Advertising Slogans، دانشگاه علامه طباطبایی، شهریور ١۳٨۴
علی
بیكیان، An Evaluation of the Output Quality of Two Prevalent
English-Persian Machine Translation Programs: Pars Translator and
Padideh Translator، دانشگاه علامه طباطبایی، شهریور ١۳٨۴
مریم وتر، Translation Strategies: A Gender–Based Analysis، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، بهمن ١۳٨۴
یوسف مرادپور، Omission as a Procedure in Subtitling، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، خرداد ١۳٨۵
رباب
منتخب،A Survey of Foreignization and Domestication Strategies in
English-Persian Literary Translations، دانشگاه تربیت معلم، شهریور ١۳٨۵
امیر لزگی، Subtitling Norms in Iran، دانشگاه علامه طباطبایی، شهریور ١۳٨۵
محمد
رضا حسینی، A Comparative Study of Translation at Colonial and
Post-colonial Periods in Iran، دانشگاه علامه طباطبایی، شهریور ١۳٨۵
محمود
فارسیانی، A Survey of Orientalist and Religious Approaches in English
Translations of Avestan Scriptures، دانشگاه علامه طباطبایی، بهمن ١۳٨۵
گلرخ
محمدیان مهر، A Corpus-based Study on Norm-Governed Strategies of
Dialogue Translation in Persian Translated Novels. دانشگاه علامه
طباطبایی، ١۳٨٦
منصوره عبداللهی، Performability in Persian Translation of English Theatre Texts. دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨٦
امیر خادم الله، On the Possibility of Having a Natural/Acceptable and Adequate Translation Studies، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨٦
لیلا
سادات حسینی، Domestication vs. Foreignization Procedures in
English-Persian, Persian-English Translation of Novels، دانشگاه علامه
طباطبایی، ١۳٨٦
زهرا ثمره، Censorship Strategies and Norms in Translation: A Case Study of Milan Kundera's Novels، دانشگاه علامه طباطبایی، ١۳٨٦
علی
کازرونی زند، The Most Common Persian Language Capabilities in
Terminology: A case study of terms approved by the Academy of Persian
Language and Literature (APLL)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و
تحقيقات، ١۳٨٦
مهسا زارع، Translation of Advertisements in Media ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات، ١۳٨٦
فلورا منوچهری مقدم، Catford’s Shifts in English-Persian Translation of Dialogues in Novels, ، دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۷.
زهره
مصطفوی، Universality of Collocational Clashes in Translation: A Persian
Case، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، ۱۳۸۷.
هاجر محمدنيا، Translating Register and Politeness in English-Persian Dubbed Films، دانشگاه شهيد بهشتی، ۱۳۸۷.
همایون
محمدشاهی، Professional and Non-professional Translation Processes: A
Process-oriented Approach to the Investigation of Translation Problems
and Strategies، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۷.
سایر فعالیتهای پژوهشی (مصاحبه، برگزاری همایش، کارگاه، ...)
عضو كمیته انتخاب كتاب دانشكده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، ١۳٨١
عضو هیئت داوری هشتمین دوره انتخاب پایان نامه های دانشجویی كشور، ١۳٨۳
عضو كمیته علمی اولین همایش ملی آموزش زبان انگلیسی برای اهداف ویژه و دانشگاهی (خرداد ١۳٨۴)، سازمان سمت
عضو هیئت علمی مركز پژوهشهای ترجمه، دانشگاه علامه طباطبایی، از ١۳٨۴
برگزاری كارگاه آموزشی ترجمه (یك روزه) در دانشگاه تربیت مدرس، خرداد ١۳٨۵
برگزاری كارگاه آموزشی ترجمه (یك روزه) در دانشگاه آزاد اسلامی (مركز مطالعات و آموزش نیروی انسانی)، تیر ماه ١۳٨۵
برگزاری
دومين همايش دانشجويی تحصيلات تکميلی مطالعات ترجمه تحت عنوان 'IT and
Translation Tools' در دانشگاه علامه طباطبايی، ١۵–١۴ اسفند ١۳٨۵
عضو
کميته برگزارکننده سومين همايش دانشجويی تحصيلات تکميلی مطالعات ترجمه تحت
عنوان «همايش مسائل فرهنگى-اجتماعى در ترجمه»، دانشگاه شهيد بهشتى، خرداد
٨٦
برگزاری اولين کارگاه آموزشی ترجمه (یك روزه) در پژوهشکده بين المللی نور، مرکز جهانی علوم اسلامی، آبان ١۳٨٦
برگزاری دومين کارگاه آموزشی ترجمه (یك روزه) در پژوهشکده بين المللی نور، مرکز جهانی علوم اسلامی قم، اسفند ١۳٨٦
اجرای طرح تدوین برنامه دكتری مطالعات ترجمه ٨٦–١۳٨۵
طراحی و راه اندازی مرکز پژوهشهای ترجمه ١۳٨۷–١۳٨۲
مصاحبه با روزنامۀ ایران، "رگ فرهنگ زیر تیغ مترجم"، دی ١۳٨٦
مصاحبه با روزنامۀ ایران، "وفاداری در ترجمه شوخیای بیش نیست!"، مهر ١۳٨۷.
راههای تماس
نشانی محل کار:
تهران، بزرگراه چمران، پل مدیریت، خیابان علامه طباطبایی، دانشكده
ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، گروه مترجمی زبان
انگلیسی، و مرکز پژوهشهای ترجمه
پست الکترونیکی:
hus.mollanazar@gmail.comاین آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.
hus_moll@hotmail.comاین آدرس ایمیل در مقابل هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن ابتدا باید جاوا اسکریپت را فعال کنید.
The Role of Educational Psychology for a Teacher of English. ، دانشگاه ملی، ۱۳۵۸.
Remodeling English Reading Comprehension Classes، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۷.
مشاغل اجرايی و علمی
معاون گروه زبان و ادبیات انگلیسی، ۱۳۶۴-۶۶.
رئیس آموزش دانشکدۀ ادبیات فارسی، ۱۳۶۲-۶۴.
علائق پژوهشی
آموزش ترجمه
نقد ترجمه
ترجمۀ عملی
نظریههای ترجمه
كارهای پژوهشی منتشر شده
كتابها
تألیف
نگاهی دوباره به جین ایر، تهران: انتشارات واژه آرا، ۱۳۷۷.
مقالات
تألیف
راه درست ترجمه- زبان و ادب-سال دوم- شماره ۶-سال ۱۳۷۷
نظریاتی چند درباره نقش گرامر جهان شمول- زبان و ادب-شماره ۹ و ۱۰- سال ۱۳۷۸
نقد کتاب مهارت های تدریس زبان انگلیسی-نوشته جرمی آیرن-۱۹۸۶- مجله رشد زبان- شماره ۵۱- پاییز ۱۳۷۷.
ترجمه
اوج و افول امپراتوری ها از مجله (پلین تروث )، ۱۹۸۶، چاپ شده در مجله آناهید، شماره ۱۰- زمستان ۱۳۸۵.
سخنرانیها و شرکت در همایشها
سخنرانیهای داخل کشور
"How to Add Variety to Translation Classes"، کنفرانس ترجمه، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
"دربارۀ ترجمه، نظریه و عمل"؛ دانشگاه آزاد، و احد جنوب، ۵ آذر ۱۳۸۶.
سخنرانیهای خارج از کشور
"Translation of metaphor in Persian Poetry into English"، کنفرانس سنتهای زبانشناسی و ادبیات زبان فارسی، هلند، ۱۳۸۷.
تجربیات تدریس
۳۰ سال تدریس در دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی،
(دروس کارشناسی: ترجمۀ پیشرفته، ترجمۀ متون ساده، ترجمۀ متون ادبی،
.../دروس کارشناسی ارشد: مدلهای ترجمه، فلسفۀ تعلیم و تربیت، دیرینه شناسی
ترجمه، ....)
دانشگاه آزاد – تهران جنوب (دروس کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه: مدلهای ترجمه، ....)
مرتبه علمی: استادیار پایۀ ۲۹
راهنمایی پایان نامههای كارشناسی ارشد در رشته مطالعات ترجمه
امیر رضا بنایی، A Target-Reader-Based Approach towards Naturalness in
Translation from English to Farsi، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۳.
احسان اسمائیلی، The Impact of Revision Exercises on Translation Quality، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵.
قدرت حسنی، A Corpus-based approach to Translation Evaluation، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵.
عباس رضا قلی نژاد، The Impact of the First Meaning Impression on
Translation from English into Persian، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵.
جواد صفری، Strategies Employed for the Translation of the Culture-bound
Items: A Comparative Study of the Translation of Sadeq Hedayat’s Works
into English، ۱۳۸۶.
علی محمد حسینی، An Analytical
Study of Translation of Conditions in Some Recent Translations from
Persian into English، دانشگاه علامه طباطبایی.
مرتضی
سلطانی، Strategies Adopted in Translation of English Idioms and
Proverbs in Literary Texts into Persian، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۷.
حبیب زارعی، Domestication and Foreigniazation in Literary Translation
with a Focus on English-Persian Translation of Novels، دانشگاه علامه
طباطبایی، ۱۳۸۷.
سایر فعالیتهای پژوهشی (مصاحبه، برگزاری همایش، کارگاه، ...)
راه دشوار ترجمه روزنامه انتخاب- دوشنبه ۱۲/۲/۱۳۷۹- شماره ۳۰۵.
نقش ادبیات، آشنایی زدایی است- روزنامه انتخاب- سه شنبه ۱۳/۲/۱۳۷۹- شماره ۳۰۶.
راههای تماس
نشانی محل کار:
تهران، بزرگراه چمران، پل مدیریت، خیابان علامه طباطبایی، دانشكده
ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، گروه مترجمی زبان
انگلیسی، و مرکز پژوهشهای ترجمه
كارشناسی ارشد روش تدریس زبان انگلیسی، دانشگاه ملی ایران، ۱۳۵۶.
دكترای ادیان و عرفان، دانشگاه تهران، ۱۳۶۸.
مرتبه علمی: استاد پایه ۳۰
عناوین پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکترا
بررسی مشکلات آموزش زبان انگلیسی در دبیرستانهای ایران
مقایسه نظرات عرفانی ابن سینا با نظرات عرفانی نوافلاطونیان
كارهای پژوهشی منتشر شده
كتابها
تألیف
انگلیسی برای دانشجویان علوم پایه (واحدهای ۵ و ۶)، کار مشترک با رابرت کوئین و داگلاس وایت، دانشگاه آزاد ایران سابق، ۱۳۵۵.
انگلیسی بنیادی برای دانشجویان علوم پایه (واحدهای ۱۵ و ۱۶)، دانشگاه آزاد ایران سابق (کار مشترک)، ۱۳۵۵.
واژهنامه برای کتابهای درسی زبان انگلیسی بنیادی، دانشگاه آزاد ایران سابق، ۱۳۵۵.
بررسی آثار ترجمه شدۀ اسلامی (۱)، انتشارات سمت، چاپ اول ۱۳۶۹، چاپ یازدهم ۱۳۸۲.
بررسی ترجمۀ انگلیسی متون اسلامی (۱)، انتشارات سمت، چاپ اول ۱۳۸۷.
بررسی ترجمۀ انگلیسی متون ادبی و اسلامی (۲)، انتشارات سمت، چاپ اول ۱۳۸۰.
ترجمه
آداب الصلوه امام خمینی (ره)، ترجمه به انگلیسی، کار مشترک با محمد جعفر خلیلی، مؤسسۀ تنظیم و نشر امام خمینی (ره)، ۱۳۷۵.
آیین انقلاب اسلامی، ترجمه به انگلیسی، کار مشترک با محمد جعفر خلیلی، مؤسسۀ تنظیم و نشر امام خمینی (ره)، ۱۳۷۹.
زندگینامۀ امام خمینی (ره)، ترجمه به انگلیسی، کار مشترک با محمد جعفر خلیلی، مؤسسۀ تنظیم و نشر امام خمینی (ره)، ۱۳۸۰.
ویرایش
سبوی عشق (گلچینی از دیوان اشعار امام خمینی (ره))، ویرایش ترجمه به انگلیسی، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۷۳.
آداب الصلوه امام خمینی (ره)، ویرایش ترجمه به انگلیسی، کار مشترک با محمد جعفر خلیلی، مؤسسۀ تنظیم و نشر امام خمینی (ره)، ۱۳۷۵.
آیین انقلاب اسلامی، ویرایش ترجمه به انگلیسی، کار مشترک با محمد جعفر خلیلی، مؤسسۀ تنظیم و نشر امام خمینی (ره)، ۱۳۷۹.
زندگینامۀ امام خمینی (ره)، ویرایش ترجمه به انگلیسی، کار مشترک با محمد جعفر خلیلی، مؤسسۀ تنظیم و نشر امام خمینی (ره)، ۱۳۸۰.
مقالات
تألیف
"نگاهی به ترجمههای انگليسی قرآن"، فصلنامه ترجمه، جهاد دانشگاهی دانشگاه علامه طباطبايی، ۱۳۶۶.
"عرفان تطبيقی"، مجله مقالات و بررسيها (علمی پژوهشی)، دانشكده الهيات دانشگاه تهران، ۱۳۶۸.
"روش تهيه ‹خودآزمائی خودآموز› در كتابهای درسی آموزش از راه دور"، مجموعه مقالات كنفرانس دانشگاه پيام نور، ۱۳۷۱.
"نگاهی
به برخی از نظرات فلسفی و عرفانی امام خمينی (ره) در زمينۀ تعليم و
تربيت"، مجموعه مقالات كنگره بررسی انديشه و آثار تربيتی امام خمينی (ره)،
خرداد ۱۳۷۳.
"ترجمه متون اسلامی"، مجموعه مقالات دومين كنفرانس بررسی مسائل ترجمه، دانشگاه تبريز، مهر ۱۳۷۳.
"جنگ
تحميلی عراق عليه ايران و تعاليم عاشورائی امام خمينی (ره)"، مجموعه
مقالات ششمين سمينار بررسی سيره نظری و عملی امام خمينی (ره)، خرداد ۱۳۷۵.
"استراتژيهای به كار رفته در ترجمه كتاب آداب الصلوه به زبان انگليسی"، فصلنامـه حضور، شماره ۱۹، بهار ۱۳۷۶.
"بررسی ترجمه انگليسی «بسم الله الرحمن الرحيم»"، مجله رشد زبان، شماره ۴۷، پاييز ۱۳۷۶.
"صفات پسنديده مديران و كارگزاران از ديدگاه امام علی (ع)"، نخستين جشنواره نهجالبلاغه، ارديبهشت ۱۳۸۰.
"مسؤوليت اجتماعی و رعايت حقوق انسانها"، مجموعه مقالات حقوق بشر در جهان امروز، انتشارات مجتمع فرهنگی آيت الله طالقانی، ۱۳۸۱.
"روانشناسی در نهج البلاغه"، دومين جشنواره نهج البلاغه، زمستان ۱۳۸۱.
"ترجمه ناپذيرها در شعر فارسی"، زبان و ادب، شماره ۱۹، بهار ۱۳۸۳.
"سلامت عقل و روان از ديدگاه نهج البلاغه"، مجله انديشه صادق، دانشگاه امام صادق (ع)، شماره ۱۶، ۱۳۸۳.
"نقش
عقل و اعتقادات شخصی در تعبير و تفسير تجربه دينی"، سمينار كلام و عرفان و
فلسفه، دانشگاه تربيت مدرس، مهر ۱۳۸۳, چاپ در مجله انديشه حوزه, سال
يازدهم شماره ۵۲–۵۱.
"ترجمه زبانشناختی و تطبيق فرهنگی"، زبان و ادب، شماره ۲۲، زمستان ۱۳۸۳.
"نقش ترجمه در توسعه علوم انسانی در ايران"، مجله علمی پژوهشی مطالعات ترجمه، شماره ۷ و ۸، پائيز و زمستان ۱۳۸۳.
"پژوهشی در مفهوم تجربه دينی و عرفانی در ادب فارسی"، زبان و ادب، شماره ۲۳، بهار ۱۳۸۴.
"رويكردی زبانشناختی به ترجمه"، مجله انجمن علمی زبانشناسی، شماره اول، ۱۳۸۴.
"ترجمه ای زبانشناختی و تفسيری عرفانی از «من عرف نفسه فقد عرف ربه»"، زبان و ادب، شماره ۲۴، تابستان ۱۳۸۴.
"جنبه های ترجمه ناپذير قرآن از ديدگاه شرعی و زبانشناسی"، همايش اسماء، بهار ۱۳۸۴.
"موانع
دستيابی به هدف درس زبان تخصصی (EAP) در دانشگاهها"، سمينار ESP، سازمان
سمت، خرداد ۱۳۸۴. چاپ در مجموعه مقالات سمينار, خرداد ۱۳۸۴.
"ممكنها و ناممكنها در ترجمه"، مجله علمی پژوهشی انجمن علمی زبانشناسی، شماره ۲، زمستان ۱۳۸۴.
"بررسی تطبيقی و تحليلی دو ترجمه انگليسی صحيفه سجّاديه – جشنواره صحيفه سجّاديه", ۱۳۸۴ (به فارسی و انگليسی و عربی)
“Translating the Word of Allah”، مجموعه مقالات نخستین بررسی مسائل ترجمه، دانشگاه تبریز، اسفند ۱۳۶۹.
Linguistics and the Sacred Language of the Qur'an، مجلۀ زبان و ادب، شماره ۱، بهار ۱۳۷۵.
Compatibility of Revelation with Reason in Islam، مجلۀ علمی پژوهشی بین المللی علوم انسانی، شمارۀ ۸، زمستان ۱۳۷۹.
'Adjustment in English Translations of the Qura'n', ، مجموعه مقالات
پنجمین کنفرانس زبان شناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، اسفند ۱۳۷۹.
The Scope of Translatability in Poetry، مجلۀ مطالعات ترجمه، شمارۀ ۱، بهار ۱۳۸۲.
Form-based and Meaning-based Strategies of Translating، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، شمارۀ ۲، تابستان ۱۳۸۲.
Chimerical Idea of Total Equivalence in Translating the Qur'an، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، شمارۀ ۳، پاییز ۱۳۸۲.
Feminism, Language and Religion، مجلۀ زبان و ادب، شمارۀ ۱۸، پاییز و زمستان ۱۳۸۲. (مشترک با شهره شاهسوندی)
A functional Approach to Translation Quality Assessment، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، شمارۀ ۴، زمستان ۱۳۸۲.
Strategies of Poetry Translation، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، شمارۀ ۴، زمستان ۱۳۸۲. (مشترک با جمشید عباسی).
Accuracy, Clarity and Naturalness in translation of Religious Texts، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، شمارۀ ۵، بهار ۱۳۸۳.
A Critical Approach to English Translations of Imam Ali’s Instructions، مجله زبان و ادب، شمارۀ ۲۰، تابستان ۱۳۸۳.
Expansion and Reduction in English Translations of the Qur’an، مجلۀ زبان و ادب، شمارۀ ۲۱، پاییز ۱۳۸۳.
Persian Literature in English Translation، فصلنامۀ مطالعات ترجمه، شمارۀ ۹، بهار ۱۳۸۴.
The Scope of Man’s Free Will، مجلۀ زبان و ادب، شمارۀ ۲۶، زمستان ۱۳۸۴.
ترجمه
"خانات قازان (شناخت سرزمينهای اسلامی)"، ترجمه از انگليسی به فارسی، بنياد دائرهالمعارف اسلامی، ۱۳۸۳.
"معرفت جهانی: اسم غايب (عرفان اسلامی)"، ترجمه از فارسی به انگليسی، مجموعه مقالات حوزه هنر و انديشه اسلامی، ۱۳۸۳.
سخنرانیها و شرکت در همایشها
سخنرانیهای داخل کشور
"نقد و بررسی ترجمه های انگليسی نهج البلاغه"، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مركزی، ۱۳۷۹.
"نقد و بررسی ترجمه های انگليسی قرآن"، سخنرانی علمی، دانشگاه امام صادق، پائيز ۱۳۸۲.
"ارزشهای اخلاقی در سيره رسول اعظم (ص)", دانشگاه علامه طباطبايی – ۱۳۸۶.
"نظريه جامع ترجمه", دانشگاه علامه طباطبايی – ۱۳۸۶.
راهنمایی پایان نامههای كارشناسی ارشد در رشته مطالعات ترجمه
جمشید عباسی، Translation Strategies adopted by English Translators of Hafez’ Poetry، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۳.
محمد یزدانی، Transmission of Cohesion through Explicitation in Quranic
Translation: A Case Study on Chapter XII: Yusuf، دانشگاه علامه
طباطبایی، ۱۳۸۳.
رامین رخشانی، The Role of Academic Education in the Efficiency of Translation، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۴.
مراد صیف، Strategies on Translating Collocations in Political News Items by Translator Trainees، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵.
مهدی احمدپور، A Relationship between Shift Types and Euphemism in
Translating from Persian into English، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵.
نظام الدین سمنانی، An Analytical Approach to the Rise of Translation
Activity in Baghdad during the Early Abbasid Period، دانشگاه علامه
طباطبایی، ۱۳۸۵.
کورش عبدی، Translator's Strategies for
Dealing with Taboo in Movies Dubbed from English into Persian، دانشگاه
علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
عصمت شاهمرادی، Strategies Adopted by the Qur’an Translators to Achieve Lexical Adequacy، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
علی اکبر مالکی، Strategies Applied by the English Translators of the
Holy Quran in Translating Quranic Metaphors، دانشگاه علامه طباطبایی،
۱۳۸۶.
میثم بابازاده، Translation of Metaphors in the Qur’an، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
ابوذر عمرانی، Foreignization and Domestication in the English Translations of the Holy Qur'an، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
مهدی روزدار، Strategies Applied to Translation of Qur'an Specific Items، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
امید جعفری، Translation of Metaphors in Subtitling، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۶.
محسن عزیزی، Strategies of Translation of Content-focused and Form-focused Texts، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۷.
سایر فعالیتهای پژوهشی (مصاحبه، برگزاری همایش، کارگاه، ...)
عضو انجمن علمی زبانشناسی ايران
عضو هيأت تحريريـه مجلـه مطالعات ترجمه
عضو هيأت علمی مركز پژوهشهای ترجمه
راههای تماس
نشانی محل کار:
تهران، بزرگراه چمران، پل مدیریت، خیابان علامه طباطبایی، دانشكده
ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، گروه مترجمی زبان
انگلیسی، و مرکز پژوهشهای ترجمه
خبرگزاري فارس: مؤسسه خانه كتاب
كتابخانه تخصصي ترجمه را با 2 هزار جلد در تهران افتتاح كرد تا «كتابهاي
مناسب» را در اختيار مترجمان ايراني قرار دهد.
به گزارش خبرنگار فارس، مراسم افتتاح اين كتابخانه در محل ساختمان شماره 2 مؤسسه خانه كتاب برگزار شد.
از بين دهها مترجم زبانهاي مختلف تنها علياصغر حداد، علي عبداللهي و
عباس پژمان در اين مراسم بودند. اين سه مترجم، آثار ادبي زبانهاي آلماني
و فرانسه را به فارسي بر ميگردانند.
اين كتابخانه حدود 2 هزار جلد كتاب به زبانهاي مختلف انگليسي، فرانسه،
آلماني، عربي، طائي، چيني، ارمني، اسپانيايي، تركي، روسي و ايتاليايي
دارد.
كتابهايي كه در اين كتابخانه گرد آمده است عمدتاً در دو حوزه مطالعات ايران و اسلام هستند.
علي شجاعي صائين، مدير عامل مؤسسه خانه كتاب هدف از راهاندازي اين
كتابخانه را تسهيل دسترسي مترجمان به كتابهاي خارجي براي برگرداندن آنها
به فارسي اعلام كرد.
احسان عباسلو، رئيس سراي عالي ترجمه هم گفت عموم كتابهايي كه در اين
كتابخانه گرد آمده كتابهايي هستند كه براي ما و مترجمان قابل اعتنا
هستند.
محمدحسين صفار هرندي در حاشيه مراسم تجديد پيمان اهل فرهنگ با آرمانهاي
امام خميني گفته بود «ما بخش عمدهاي از فرهنگ انتقادي غرب و آثار
منتقدانه نويسندگان غربي نسبت به فرهنگ غرب را در ايران نداريم.»
وي از عدم ترجمه آثاري كه به قلم نويسندگان غربي در نقد فرهنگ غرب نوشته شدهاند، انتقاد كرده بود.
عباسلو همچنين گفت تاريخ انتشار اين كتابها مربوط به سه يا چهار سال اخير
است و بسياري از آنها را شايد نتوان در كتابخانههاي ديگر يافت.
علياصغر حداد، مترجم زبان آلماني در پاسخ به اين مسأله گفت نبايد تنها به
كتابهاي جديد توجه كرد. وي گفت از كتابهاي قديمي غافل نباشيد.
عباس پژمان، مترجم ايراني نيز گفت وفور اطلاعات و سرعت اطلاعرساني باعث شده مترجمان در انتخاب كتاب براي ترجمه گيج شوند.
وي كتابهايي را كه در كتابخانه تخصصي ترجمه جمعآوري شدهاند «قابل اعتنا» توصيف كرد.
اما محمدرضا وصفي، دبير جايزه جهاني كتاب سال جمهوري اسلامي خطاب به حداد
و عبداللهي كه خواستار توجه به رمان و داستان شده بودند گفت هر كتابي را
كه جديد باشد و در هشت سال اخير چاپ شده باشد براي آنها تهيه ميكند.
وصفي خطاب به آنها گفت مشخصات كتاب و ناشر را بدهيد تا در عرض 45 روز در دسترس شما قرار گيرد.
علياصغر حداد و علي عبداللهي در اين مراسم در صحبتهايي پيش از سخنان
محمدرضا وصفي خواستار توجه به كتابها و داستانهاي زبان آلماني شده
بودند.
حداد گفت رمانها و داستانهاي زبان انگليسي و فرانسه مورد توجه بودهاند ولي آثار ادبيات آلماني در اين سالها مهجور بودهاند.
عبداللهي نيز پيشنهاد داد كه آثار مرجع و برگزيده ادبيات آلماني در سراي عالي ترجمه گردآوري شوند.
در يك دهه اخير آثار زيادي از نويسندگان معاصر زبان آلماني به فارسي
ترجمه شدهاند و در اين حوزه نسبت به سالهاي قبل مترجمان بيشتري فعال
شدهاند.
برخي از مترجمان اين زبان نيز در اين سالها شروع به ترجمه آثار كلاسيك ادبيات آلماني كردهاند.
مرداد سال گذشته مؤسسه خانه كتاب شورايي را طراحي كرد با نام «شوراي عالي
ترجمه» كه هدف آن معرفي كتابهاي خوب به مترجمان ذكر شده بود.
اين شورا همچنين قرار بود از روند ترجمه در ايران حمايت كند و ترجمه را در ايران ساماندهي كند.
تشكيل بانك اطلاعات ترجمه از ديگر اهداف تشكيل اين شورا اعلام شده بود.
شوراي عالي ترجمه از تابستان امسال به سراي عالي ترجمه تغيير نام داده است.
وصفي همچنين گفت كه همكاران وي سال گذشته با چند ناشر بزرگ بينالمللي
ملاقات كردهاند و قراردادي را براي ترجمه آثار فارسي به زبانها مختلف
امضاء كردهاند.
وصفي ميگويد در صورت تحقق اين مسأله آثار مرجع فارسي به كتابخانههاي بزرگ دنيا راه مييابند.
اين كتابخانه در تهران،خيابان قائممقام فراهاني، ساختمان فجر قرار دارد.
(Simultaneous Interpreter) كه دانش بالا و تجربه اي
درخورِ توجه دارند، در موفقيت مراسمات بين المللي شما، نقش مهمي ايفا ميكنند.
ترجمه همزمان نياز به مهارت زيادي دارد. مترجمان همزمان، "درآنِ واحد"
ترجمه ميكنند و فرصتي براي خطا ندارند يعني در همان بار اول بايد كار خود را درست
انجام دهند.
نكات مهم درباره مترجم همزمان
لازم به ذكر است كه از مترجم همزمان در كنفرانس هاي بين
المللي، همايش هاي جهاني، اجلاس بزرگ، سمپوزيم هاي دوره اي و برنامه هايي از اين دست
استفاده مي شود. پس براي مذاكرات بازرگاني و جلسه هايي كه تعداد شركت كنندگان آن
اندك است بايد از مترجم پياپي كمك جست.
در مراسم هايي كه بيش از دو ساعت بطول انجامند از جمله
نشستهاي جمعيِ سالانه، معرفي محصولات جديد و ضيافتهاي تشريفاتي، به دو مترجم
همزمان نياز است. واقعيت اينست كه ترجمه همزمان، تمركز فكريِ بالايي را مي طلبد و تجربه
نشان داده است كه هر مترجم همزمان مي تواند حدود نيم ساعت كار مفيد (مداوم) انجام دهد.
پس از اين مدت زمان، بايد نفر دوم جاي او را بگيرد.
از اين گذشته، تجهيزات ويژه اي براي ترجمه همزمان
لازمند. يك اتاقك با ديواره عايق صوتي كه نسبت به سخنگوي جلسه، ديد داشته باشد و
يك سيستم صوتي كه صدا را واضح به مترجم برساند، از جمله اين تجهيزات بشمار ميروند. ميكروفوني نيز
لازم است كه صداي مترجم را به گوش حاضرين در جلسه برساند.
دادن اطلاعات كافي و بموقع به مترجم در مورد موضوعِ
نشست، پيش از آغاز جلسه ترجمه، كاملاً واجب است. از آنجاييكه ترجمه، در آنِ واحد
انجام مي شود، فرصتي براي مرور مطالب بيان شده و تصحيح اشتباهات وجود ندارد.
نکاتی که در مورد مترجم همزمان باید رعایت شود:
1. پيش نويس سخنراني ها را در اختيار مترجم قرارداده و
واژگان تخصصي را به وي توضيح دهيد.
2. پيش از تاريخ جلسه، ساعتي را با مترجم تعيين كنيد تا
وي را در مورد سياستهاي شركت يا سازمان خود و هرآنچه كه مترجم بايد از آن آگاه
باشد، توجيه كنيد.
3. برنامه روز جلسه را به مترجمان بدهيد تا براي كار خود
برنامه ريزي كنند. ممكن است كه يكي از مترجمان در مورد بخشي از جلسه، اطلاعات
تخصصي داشته باشد و بهتر از عهده آن برآيد.
ممكن است مطالب فوق، در ذهن شما ايجاد وحشت كند اما
حقيقت اينست كه برگزاري آبرومندانه يك مراسم مي طلبد كه برنامه ريزي قبلي آن، دقيق
و همه چيز، حساب شده باشد.
مترجم پياپی
مترجم پياپي
(Consecutive Interpreter)، پرطرفدارترين نوع مترجم بشمار ميرود. چراكه نه نياز به تجهيزات
ويژه اي دارد و نه برنامه ريزي براي آن پيچيده است. همچنين هزينه آن از مترجم
همزمان بسيار پايين ترمي باشد.
گوينده، چند جمله بيان و سپس مكث مي كند تا مترجم حرفهاي
او را به زبان ديگر برگرداند. مترجم پياپي، يا مطلب را براي تمامي افراد حاضر در جلسه
ترجمه كند و يا در كنار يك شخص خاص مي نشيند و در گوش وي، ترجمه جملات را زمزمه مي
كند كه البته شيوه دوم رايج تر است.
از مترجم پياپي مي توان براي نمونه در موارد ذيل
استفاده كرد:
1. براي شركت در نمايشگاههاي بين المللي: چه بعنوان
بازديدكننده در يك نمايشگاه بين المللي باشيد، چه بعنوان غرفه دار، يك مترجم
پياپي، كمك بزرگي برايتان خواهد بود. يك مترجم زبان انگليسي مي تواند ايجاد ارتباط
با بازديدكنندگان و يا طرفين خارجي شما را كاملا برعهده گيرد.
2. سخنراني رييس يك هياٴت خارجي براي مخطابين: مترجم به
سخنراني گوش مي كند و سپس آنچه را مطرح شد، به زبان مورد نظر برمي گرداند.
3. بازديد يك فرد يا هياٴت خارجي از كارخانه يا شركت شما
: فرد خارجي، نحوه عملكرد يك دستگاه را توضيح مي دهد. مترجم همراه گروه شما خواهد
بود و مطالب مطرح شده را ترجمه مي كند.
4. جلسه معرفي محصولات شما به يك ميهمان خارجي: فرض كنيد
كه محصول جديدي ساخته ايد و مايليد آنرا به سايركشورها صادر كنيد. چند شركت خارجي
نسبت به اين امر تمايل نشان داده و براي مذاكرات درمورد قيمت و ساير مسائل به ايران
آمده اند. در اينجا، ارزش يك مترجم خوب براي موفقيت شما در بازاريابي اثبات مي شود.
توجه: موارد يادشده، تنها چند نمونه از صدها كاربري
شناخته شده براي مترجم پياپي است.
نكات مهم درباره مترجم پياپي
تصور كنيد كه بتازگي شخصي را بعنوان مترجم در شركت خود
استخدام كرده ايد. بدون شك، واژگان فني، اختصارات و سياستهايي در كار شما وجود
دارد كه براي اين مترجم ناملموس و جديد است. توجيه نمودن وي در مورد اين مسائل پيش
از آغاز كار، كمك مي كند تا روزي بسيار رضايتبخش را براي خود و وي رقم بزنيد.
بنابراين، هميشه بهتر است كه پيش از آغاز جلسه ترجمه،
اطلاعاتي را در مورد سابقه شركت خود و محصولات آن در اختيار مترجم قرار دهيد.
مترجم همراه
مترجم تسهيل كننده يا همراه (Facilitating Interpreter) كارايي هاﻱ زيادﻱ
دارد. ترجمه همراه يا تسهيل كننده معمولاً به نوعي از ترجمه گفته مي شود كه ساختار
وظايف آن ساده تر از ترجمه همزمان و پياپي است.
گاهي لازم است كه فقط يك مترجم دم دست داشته باشيدكه
پاسخگوﻱ نيازهاي لحظه اﻱ شما باشد. معمولاً از مترجمان همراه براﻱ استقبال از
ميهمانان خارجي و شركت در جلسات خارجيان استفاده مي شود. اينگونه مترجمان باعث مي شوند
كه مشتريان خارجي شما با كارمندانتان بيشتر احساس راحتي كنند و از وقوع سوٴتفاهم و
به تبع آن، شرمسارﻱ ناشي از درك اشتباه يك موضوع خاص، جلوگيرﻱ شود.
غالباً از مترجم همراه زماني استفاده مي شود كه برخي
ازاعضاﻱ تيم شما تا اندازه اﻱ زبان مي دانند اما نيازبه يك فرد دوزبانه دارند كه
برخي از نكات غلط انداز را "به عبارت ديگر" توضيح دهد. دراين بين، ممكن
است برخي ازاعضاى تيم شركت شما فقط به فارسي صحبت كنند و زبان خارجي ندانند. اينجاست كه نقش
مترجم همراه تبديل به مترجم پياپي مي شود كه در برقرارﻱ ارتباط بين شما وطرف
خارجيتان، كمك موثرﻱ خواهد بود.
ترجمه در آن واحد ................. بله.........خیر..........خیر....... يك مترجمِ
همزمانِ موفق، تجربه وسيعي داشته ..................................................
...................................و درهنگام
كار فرصتي براي خطا ندارد. مناسبِ گروههاي بزرگ........... بله.........خیر.......... خیر....... از مترجم همزمان در كنفرانسهاي بين المللي ولي مترجم ..................................................
...................................پياپي و
همراه در جلسات كوچك استفاده مي گردد. نياز به تجهيزات ويژه............... بله......... خیر..........خیر.......براي ترجمه
همزمان، به يك اتاقك با ديواره عايق صوتي ..................................................
...................................نياز است. نياز به بيش از يك مترجم........ بله..........
خیر..........خیر.......
يك مترجم همزمان، حداكثر 30 دقيقه مي تواند بدون ..................................................
....................................استراحت كار
كند نياز به مرور كاتالوگ يا بروشور..بله..........بله..... ..... خیر....... آگاهي بيشترمترجم از موضوع ترجمه، نتيجه كار وي ..................................................
.....................................را بهتر مي
كند. حداقل تجربه لازم..................پنج سال...سه سال..... - ........مترجمان مجرب، كار را با كيفيت
بسيار بهتري ..................................................
....................................ارائه مي
دهند.
مقايسه هزينه انواع مترجم
نوع مترجم....هزینه............موارد استفاده همزمان........ بالا............... ترجمه "در
آن واحد" كه لازمه كنفرانسهاي بين المللي و مواردي از اين دست مي باشد. پیاپی........... استاندارد...... ترجمه با اندكي فاصله
زماني براي جلسات و نشستها همراه...........پایین............راه حلي عملي وكم
هزينه براي وظايف ساده تر
وره ای که پیتر نیومارک
(1981) آن را دوره ما قبل زبانشناسی ترجمه می نامند، بحث درباره ترجمه، حول یک
سوال کلی صورت می گرفت و آن این بود که ترجمه باید به روش آزاد انجام شود یا روش
لغوی. نظریه پرداز که خود را مجبور به انتخاب این یا آن روش می دید، پاسخ خود را به صورتی تجویزی و با استناد به یکی از
چهار عامل فرهنگی، اخلاقی، زبانی و زیبا شناختی (و یا مجموعه ای ار این عوامل)
بیان می کرد. پاسخهایی را که با استناد به عوامل فوق داده شده، می توان به طور
خلاصه به صورت قضایایی متضاد به شرح زیر بیان کرد:
عامل فرهنگی الف. ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را تا آنجا که لازم
است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا کند. ب. ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را باید با کمترین
تغییر ترجمه کرد تا بیانگر شیوه تفکر و بیان ملتی دیگر باشد.
عامل زبانی الف. مترجم باید تا حد امکان کلمات و تعبیرات نویسنده را به
کار ببرد و از این راه زبان مقصد را غنی کند. ب. مترجم باید تا حد امکان از به کار بردن کلمات و تعبیرات
نویسنده که زبان مقصد را فاسد می کند پرهیز کند.
عامل اخلاقی الف. مترجم باید لفظ به لفظ به نویسنده متعهد باشد. ب. مترجم باید به روح اثر متعهد باشد.
عامل زیبا شناختی الف. مترجم باید با نقض قراردادهای عرفی زبان مقصد و آشنایی
زدایی، غرابت زبانی متن اصلی را تا حد امکان به ترجمه منتقل کند. ب. مترجم باید غرابت زبانی متن اصلی را به حداقل برساند و زبان
ترجمه را تا حد امکان طبیعی و روان کند.
استدلالهای فوق، چنانکه گفته شد، تجویزی اند و مبنایی
سوبژکتیو دارند. هر کدام از آنها ممکن است در شرایط خاصی در جامعه ای مقبول واقع
شوند و در شرایط خاص دیگری نا مقبول. در تاریح ملتها بسیار پیش آمده است که زمانی
یک استدلال مقبول واقع شده و زمانی استدلال متضاد آن. مقبولیت این استدلالها در
نهایت تابع ذوق اهل قلم و شرایط اجتماعی فرهنگی و زبانی دوره ای خاص می باشد. در
دوران جدید، به ویژه در سه، چهار دهه اخیر که حوزه مطالعات ترجمه به تدریج شکل
گرفته، نظریه پرداز ترجمه، وقتی صحبت از روش ترجمه می کند، همچنان خود را به اصول
کلی این یا آن روش محدود می بیند، اما در اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد. نظریه
پرداز دیگر تجویز نمی کند، بلکه با استناد به عوامل مختلف به خصوص نوع متن، به جای
اینکه بگوید "باید" این یا آن روش را به کار برد، می گوید این یا آن روش
برای ترجمه این یا آن متن به کار رفته است یا مناسب تر است و دلایل عینی خود را
نیز ذکر می کند. تغییر شیوه کار نظریه پرداز از تجویزی به توصیفی، اتفاق
مبارکی است که در عرصه مطالعات ترجمه رخ داده است. این تغییر پیامدهای زیادی برای
مترجمان دارد. از جمله این پیامدها یکی آن است که مترجم مجبور نیست از روشی پیروی
کند که در جامعه ادبی روش غالب در ترجمه به حساب می آید. انتخاب روش بستگی به
مخاطب و به خصوص نوع متن دارد. انتخاب روش وقتی درست است که ترجمه برای خواننده
مفید باشد یا روش با نوع متن تناسب داشته باشد. در واقع، انتخاب روش به مترجم
واگذار شده است. مترجم برای انتخاب روش باید آگاهی داشته باشد و روش مناسب را با
احساس مسئولیت و اعتماد به نفس انتخاب کند. این نکته دستاورد کمی نیست هر چند که
اهمیت آن همیشه به درستی درک نمی شود. کم نیستند مترجمانی که همه انواع متون را به
یک روش ترجمه می کنند و برای انتخاب روش مناسب، آگاهی لازم و لذا اعتماد به نفس
ندارند و دست به تجربه نمی زنند و ترجیح می دهند از روش غالب پیروی کنند.
در این باره که ترجمه در ایران روشمند نیست و بیمحابا است، زبان به مثابه
«بیواسطهترین دلالفکر» (پیوند دهنده سوژه به ابژه) نقش مهمی در جریان
فکری اجتماع انسانی بازی میکند و سودمندی «نوشتار» یا «گفتار» [= سخن یا
همان Logos) جز از این منظر قابل توجیه نیست. حال از بختیاری ماست شاید
که ریشه زبانمان گسستی ژرف با زبان لاتین (به ویژه از حیث ساختار) دارد.
به عبارتی دیگر میخواهم بگویم منجنیق «فارسی» ما را به گوشهای از جهان
پرتاب کرده است. بزرگترین آثار ادبی یا فلسفی ما در چاردیواری تنگ
زبانمان میماند و خاک میخورد.
شاید در میان نخبگان ایرانی تنها صادق هدایت جهانی شد و تقریبا به جز او
دیگران شانس این نیافتند که آثارشان در جهان خوانده شود و در «بازار فرهنگ
جهانی» معامله و محک بخورد. هم از این روست که «ترجمه» معنای دیگری برای
ما (منظورم در ایران) مییابد. گمان میکنم ترجمه یک اثر آلمانی به
انگلیسی بیشتر به تغییر فرم میماند و ضربه چندانی بر «معنا» وارد
نمیکند. اما ساختار زبانی ما به گونهای است که علاوه بر طلب نمودن مهارت
گزاف در ترجمه، مستلزم صرف زمانی بسیار است. ترجمههای پرتوان آثار مهم
فلسفی و ادبی به فارسی، بیشتر یک پروژه وقتگیر پر از ریزهکاری است و چه
بسا مترجم در زمانی که برای ترجمه اثری مثل «لویاتان» صرف میکند، قادر
است کتابی پر توانتر در حوزه فلسفه سیاسی بنویسد و چندین و چند کتاب غیر
فارسی را هم بخواند و زیر و رو کند. این را بدان جهت گفتم تا نشان دهم که
«ترجمه» در ایران چقدر کار پر هزینهای است برای کسی که سودای خواندن،
دانستن و نوشتن دارد.
پس تردیدی نیست که مترجم (به ویژه اگر انسان آکادمیک به قول بوردیو و به
طور کلی انسان فلسفهورز باشد) باید وسواس بسیاری در انتخاب آثاری که
میخواهد ترجمه کند، به خرج دهد. حال آنکه به نظر میرسد داستان ترجمه در
ایران به گونهای دیگر رقم میخورد. به صورت استقرای ذهنی شاید بتوان دو
گونه ترجمه در حوزه علومانسانی دستهبندی کرد:
▪ بر اساس سیر خاص (مکتب/ نویسنده/ موضوع)
▪ بر اساس ترجمه آثار کلاسیک
▪ بر اساس سلیقه شخصی مترجم یا ناشر
در میان مترجمانی که سیر خاصی برای آثار خود دارند، برای مثال میتوان از
لطفی، عنایت، فولادوند و فرهادپور نام برد. وقتی به کارنامه این مترجمان
مینگریم، گویی حفرهای را به هر ضرب و زوری هم که شده، پر کردهاند. اما
عموما ترجمهها از سیاق دوم که همان بر حسب سلیقه است، پیروی میکنند.
البته این به هیچ وجه نافی ارزش کار این مترجمان نیست. اما به هر حال
دغدغه اساسی که پدید میآید، این است که معیار انتخاب این کتابها چیست.
اخیرا در سمیناری که برای بزرگداشت آثار حسن چاوشیان در رشت برگزار شده
بود، شرکت کردم و به نظرم رسید که شاید بتوان مجموعه آثاری را که چاوشیان
بدان پرداخته را در رسته «پست مدرنیته» قرار داد، اما باز هم مجموعهای
است از همه رنگ!
مثلا در حوزهای دیگر یحیی امامی (که اخیرا درگذشت) در جایی از هابرماس
(شبیهسازی)، در جای دیگر از فوکو (کلینیک) و در جای دیگر از بوردیو (علم)
را ترجمه میکند. این کار فینفسه هیجان انگیز است، برای من علاقهمند به
حوزه علوم اجتماعی. ولی آیا میتوان گفت این کار برای آن مترجم و یا به
طور کلی برای جریان فکر در جامعه هم سودمند است؟ (بیش از ده سال است که
آثار فوکو در ایران ترجمه میشوند، با وجود ترجمه آثار بسیاری از او، هنوز
ناتمام است؛ در حالی که اگر یک نفر سه سال صرف میکرد میتوانست تمام آثار
او را ترجمه کند).
پرسش من این است: آیا زمان گذاشتن برای ترجمه آثاری پراکنده از هر گوشه و
کنار فلسفه و علوم اجتماعی توجیه خاصی دارد؟ آیا منجر به انباشت معرفت و
ایجاد سنت فکری میشود.
فرزانه طاهری یکی از سرشناسترین مترجمین معاصر با دهها جلد ترجمه نیازی
به معرفی ندارد. آثار ترجمهای او خصوصاً آنهایی که در زمینه نقد ادبی
انجام شده، کمک شایان توجهای به جامعهی ادبی کردهاست. نوشتهای که در
پی خواهید خواند متن سخنرانی وی در جمع ناشرین زن در نمایشگاهی که در شهر
رشت برپا شدهبود، است.
«زندان زبان، زندان موقت است. روزي ميرسد كه نگهبان مشفق با كليدهايش از
راه برسد و ما را از اين زندان برهاند.» در اين معنا، مترجم زندان زبان را
ميگشايد و كمك ميكند تن از آن زبان و فرهنگ و مخاطبان اوليهاش كه محدود
بودند خلاصي يابد. اين خدمت بسيار بزرگ متاسفانه در تاريخ فلسفه و
زبانشناسي درست دريافته نشدهاست، اهميت ترجمه جديد چه به عنوان يكي از
اشكال هنری و چه به منظره يكي از طرق بيان معنا و روشي براي تفسير يا
ترجمان بودِ آدمي چنان كه بايد دانسته نشده. پس در ابتدا به اين
ميپردازيم كه اصلاً ترجمه چيست و مترجم چه ويژگيهايي بايد داشته باشد و
فرايند ترجمه به چه ترتيبي است.
ترجمه فعاليتي است با قدمتي بسيار كه از اعصار باستان انجام ميگرفته اما
تا پيش از عصر زبان شناسي، متون بسيار معدودي درباره آن نوشته شده و نظريه
هم ساخته و پرداخته نشده است. همان متون معدود را هم عمدتاً كساني
مينوشتند كه خود دست اندركار ترجمه بودند و صرفاً تاثراتشان را مدون مي
كردند. اين نوشتار فاقد رويكردي نظاممند يا سنجههاي عيني بودند، بسياري
از مترجمان دوران گذشته قائل به اين بودند كه ترجمه فرآيند تفسير يا تفصيل
متن اصلي است و گاهي هم افكار خود يا تفاسير خود را هر جا كه متن
اضافهگوئي داشت، يا جالب نبود يا حتي مبهم بود مستقيماً وارد متن
ميكردند. در آغاز عصر ترجمه در ايران يعني در ترجمههاي اواخر قاجار و
اوايل پهلوي از آثار شكسپير يا ژان ژاک روسو و … هم نامها را ايراني
ميكردند و هم هرچه ميخواستند ضربالمثل فارسي و ابيات سعدي و حافظ و …
در آنها تعبیه ميكردند و پند و اندرز به خورد خواننده ميدادند و هم تا
حدودي مثل سريالهاي خارجي كه امروز دوبله شدهاش را از تلويزيون ميبينيم
براي حفظ عفت عمومي، روابط را در آن به كل تغيير ميدادند. اين دخالتها
گاه به حدي ميرسيد كه ترجمه ميشد تاثرات شخصي و تمايلات ذهني.
جدل مشهور ترجمه لفظ به لفظ در برابر ترجمه معنايي هم در عصر روم باستان
آغاز شد. سيسرون خطيب و دولتمرد رومي بسياري از آثار يوناني را به لاتين
ترجمه كرد، رویكردش به ترجمه مفهوم به مفهوم بود و نه لفظ به لفظ، يعني
مترجم بايد به خاطر داشته باشد كه معناي مورد نظر در زبان مبدا چيست و با
استفاده از كلمات زبان مقصد طوري آن را بيان كند كه براي خوانندگان زبان
مقصد عجيب نباشد. اما «پليني» ترجمه را به صورت يك تكنيك ادبي ميديد و بر
خلاف سيسرون به ترجمه لفظ به لفظ گرايش داشت و البته اين جدل تا قرنها
ادامه داشت. بهر حال نخستين تلاشها براي تعريف ويژگيهاي لازم براي مترجم
يا ايجاد قواعد يا اصول اصلي براي ترجمه البته در مورد ترجمه ادبي بود. در
سال 1540 م به اين قرار: مترجم بايد محتوا و قصد نويسندهاي را كه
ميخواهد كارش را ترجمه كند به طور كامل درك كند، مترجم بايد زباني را كه
از آن ترجمه ميكند كاملاً بداند و شناختش از زباني كه به آن ترجمه ميكند
نيز همان قدر عالي باشد، مترم بايد از گرايش به ترجمه لفظ به لفظ بپرهيزد
چون با اين كار معناي متن اصلي را نابود و زيبايي بيان را تباه ميكند،
مترجم بايد صورتهاي كلامي متداول در زبان خويش را به كار برد. مترجم بايد
واژههارا به ترتيبي انتخاب كند و بياورد كه حاصل نهائي،لحن در خور را
داشته باشد، به دنبال اين، در سالها و دهههاي بعد اصول ديگري ارائه شد
(كه در این جا فرصت بحث نيست) اما با شكوفائي مطالعات زبان شناسي در زمان
معاصر، متوني كه درباره ترجمه نوشته شده عينيتر و نظام مندتر است، بنابر
يك ديدگاه، هر خواندني ميشود گفت يك نوع ترجمه است. يعني جستجوي معناهاي
متني است كه كس ديگري نوشته است. مترجم را دقيقترين خواننده دانستهاند؛
اما اين خواندن فرآيندي دارد و نظرهاي مختلفی هم درباره آن تاكنون ارائه
شده. نظريههاي ترجمه در واقع بررسي اصول درست ترجمه است. اين نظريهها بر
مبناي درك درست نحوه عملكرد زبانهاي گوناگون، نحوه رمزگزاري معنا در
شكلهاي متفاوت در زبانهاي متفاوت شناسايي و مترجمان را راهنماي ميكند
تا مناسبترين راهها را براي حفظ معنا در عين كار بست مناسبترين
صورتهاي هر زبان پيدا كند. در اساس دو نظريه اصلي براي ترجمه وجود دارد
كه با هم رقابت دارند در يكي قصد اصلي بيان تمامي نيرو و معناي هر كلمه و
اصطلاح زبان اصلي به دقيقترين وجه ممكن است. و در ديگري هدف اصلي توليد
نتيجهاي است كه اصلاً به ترجمهنميماند و در واقع با جامه تازه خود همان
قدر راحت است كه در جامعه بومي خود. اين دو نظريه پيرواني دارد، اما
بیشترين پيروان را تلفيق اين دو دارد (كه بعد به آن خواهيم پرداخت).
سه شرط مهم براي توفيق مترجم برشمردهاند كه اكثريت بر آن توافق دارند. مترجم بايد با زبان مبدا، زبان مقصد و موضوع آشنا باشد .
- تبحر او در زبان مبدا و زبان مقصد بايد در حد يا نزديك به سخنگويان بومي
باشد. او بايد توانايي درك آنچه را متن به صراحت يا تلويحاً ميگويد داشته
باشد.
- مهارتهاي او در نوشتن و ويرايش بايد در حد اعلا باشد.
-اما مهمتر از همه كه در بخش مربوط به ترجمه ادبي بیشتر به آن خواهيم
پرداخت در مطلوبترين شكلش مترجم بايد فرهنگ هر دو زبان (زبان مبدا و
مقصد) را خوب بشناسد چون اين شناخت در كاربرد كلمات و معاني تاثير دارد.
بايد نويسنده متن اصلي – بحث نگارش او، جايگاه آن اثر در فرهنگ مكتوب كشور
مبدا و جايگاه آن اثر در مجموعه آثار آن نويسنده را بشناسد.
(از اينجا شروع ميكنيم كه) مترجم معناي پشت صورتهاي موجود در زبان مبدا
را كشف ميكند و تمام تلاشش را به كار ميبندد تا همان معنا را با استفاده
از صورتها و ساختارهاي زبان مقصد در اين زبان خلق كند، پس نتيجه ميگيريم
چيزي كه قرار است تغيير كند صورت و رمزگان است و آنچه بايد بلاتغيير بماند
معنا و پيام است. پس اين نظريه كه جدا كردن معناي يك متن از صورتهاي آن و
بازتوليد همان معنا با صورتهاي بسيار متفاوت در زبان دوم. (بايد در اينجا
متذكر بشوم كه ) در سال 1964 م يوجين نايدا كه خود زبان شناس است و يكي از
برجستهترين نظريه پردازان ترجمه، اعلام كرد كه مطلالعات ترجمه بايد از
زبان شناسي جدا باشد، چون ميتوانيم ترجمه كنيم بي آنکه كوچكترين اطلاعي
از زبان شناسي داشته باشيم همان طوري كه به يك زبان به سهولت حرف ميزنيم
بي آنکه علم آن زبان را خوانده باشيم. البته شناخت ويژگيهاي زباني و
سبكي انواع زبانها ميتواند به ترجمه بسيار كمك كند. با چنين دانشي
ميتوان به جستجوي گونه همتا در زبان مقصد برآمد، ويژگيهاي اصلي آن را
دريافت و در ذهن داشت تا بازتوليد آنها در روايت ترجمه به بیشترين حد
ممكن باشد. (از اين مقدمه مفصل بگذريم و به مسئله مهم و مرتبط ديگر برسيم
كه بیشتر در ترجمه ادبي البته مصداق مييابد.یعنی مسئله فرهنگ).
جدا كردن زبان از هويت فرهنگي دشوار و حتي غير ممكن است. با يك زبان
نميتوان معنائي زبان ديگر را بيان كرد.به اين معنا زبانهاي مختلف،
گويندگان به آن زبانها را آماده ميكنند كه به نحو متفاوتي فكر كنند.
يعني توجه خود را به جنبههاي متفاوتي از محيط معطوف كنند. ترجمه فقط
جستجوي كلماتي ديگر با معناي مشابه نيست بلكه در واقع يافتن راههايي
مناسب براي گفتن چيزها به زباني ديگر است. پس ابتدا باید ببينيم فرهنگ
چيست. كلمه فرهنگ معاني مختلفي دارد از نظر برخي درك استحساني ادبيات،
موسيقي، نقاشي، حتي غذاي خوب است. در زبان انگليسي «كالچر» به كشت
باكتريها و موجودات ذره بيني ديگر،هم اطلاق ميشود. در زبان ما به معني
لغتنامه هم ميآيد. براي انسان شناسان و ساير دانشمندان علوم رفتاري،
فرهنگ گستره كامل الگوهاي رفتاري اكتسابي است. در تعريف ديگري فرهنگ شامل
كليه محصولات مشترك جامعه انساني دانسته شده است. به اين ترتيب فرهنگ
علاوه بر اشياي مادي مثل شهرها، سازمانها، مدارس و غيره؛ شامل چيزهاي
نامحسوسي مثل افكار، آداب و الگوهاي خانوادگي و زبانها هم ميشود. خلاصه
اینکه فرهنگ را جذب كل لحظه زندگي در جامعه، ميتوان دانست. در واقع
فرهنگ ابزار انساني قدرتمندي براي بقاست اما پديده شكنندهاي هم هست. مدام
در حال تغيير است و به راحتي از دست ميرود. چون فقط در اذهان وجود دارد،
زبانهاي مكتوب دولتها و ساختمانها و ساير چيزهاي انسان ساخت صرفاً
محصولات فرهنگند، خودشان فرهنگ نيستند. (البته همه اين تعريفها ميتواند
محل مناقشه باشد و من از آنها ميگذرم و فقط به ربطشان به بحث خودم
ميپردازم يعني اینکه آيا زبان و فرهنگ با هم مرتبطند؟ ) عموماً معتقدند
زبان ابزار اساسي بيان قومي است. مجراي باورها،آداب، مناسك و رفتارهايي كه
هويت فرهنگي را تشكيل مي دهند. زبان را تجسد فكر انساني و شكل دهنده به
عمل انساني ميدانند از نظر بسياري زبان ارتباطي ناگسستنی بااصل و جوهر
انسان بودن و تعلق به يك گروه فرهنگي خاص دارد. براي مثال حاكميت
انگلستان، تعليم و تربيت به شيوه انگليسي و مدرنيزاسيون تحميلي انگلستان
بر کشور هند اشكالاتي را ايجاد كرد كه بیشتر در اين كشور وجود نداشت.
قلمروهاي جديدي به وجود آمد مثل حرفههاي غربي. سيستم پست، راهآهن و
خدمات دولتي. همراه با اين حوزهها، انتظارات اقتصادياي بروز كرد كه
پیشتر وجود نداشت و با گذشت زمان روشن شد كه آن كس اين حوزهها را در
اختيار خواهد داشت كه بر زبان اصلي آنها مسلط باشد.
براي اینکه فعاليت ترجمه را بهتر درك كنيم بايد مشخص كنيم كه مقصودمان از
اصطلاحات زبان و فرهنگ چيست و روابط ميان زبان و فرهنگ را برشماريم. يكي
از زبانشناسان دربارة اين رابطه ميگويد اگر به فرهنگ از نظر زبانشناسي
بنگريم جز نگرشي يكسويه به فرهنگ نصيبمان نخواهد شد، اگر از نظر فرهنگي
به زبان بنگريم جز نگرشي يك سويه به زبان حاصل نخواهيم كرد و چون ترجمه
بيشك بازنويسي متنی اصلي است. بازنويسي ميتواند مفاهيم تازه ژانرهاي
جديد (انواع ادبي جديد) و ابزارها، تكنيكها يا شگردهاي جديد را وارد
بازار كند. تاريخ ترجمه تاريخ نوآوريهاي ادبي است. اين را از تأثير
ترجمههاي اواخر قاجار و آغاز نهضت ترجمة ادبي در ورود نوع ادبي رمان و
داستان كوتاه به ايران ميتوان دانست. هنر ترجمه نقش مهمي در تكامل فرهنگ
جهاني داشته و خواهد داشت. تنها با وارد كردن فنهاي جديد به فرهنگ است كه
آن فرهنگ ميتواند در عين بازشناسي خاص بودن خود به نوآوري دست بزند.
ترجمه، اين فنها را در اختيار كساني ميگذارد كه قادر نيستند آن فنها را
به زبان اصلي بخوانند، پس مسئوليت بزرگي بر دوش مترجم است. شناخت زبان
بيگانه ـ واژگان و دستور زبان براي مترجم خوب بودن كفايت نميكند، بايد با
فرهنگ خود هم آشنا بود و پيش از تلاش براي پل زدن اين دو، فرهنگ زبان مبدأ
را هم شناخت. بنابر اين اگر بپذيريم كه زبان جزء جدايي ناپذير فرهنگ است،
پس مترجم بايد علاوه بر دو زبانه بودن، دو فرهنگه هم باشد. يعني با هر دو
فرهنگ مأنوس باشد چون بايد هم رنگ و بوي محلي را درك كند و هم كاري كند كه
مخاطبان بيرون از اين موقعيت فرهنگي ـ زماني هم نوشتهاش را درك كنند. پس
بايد به هر دو فرهنگ واقف باشد.
(حال ميخواهم به برخي مشكلات مترجم، به ويژه مترجم ادبي كه از لحاظ
فرهنگي با آنها رو به رو ميشود اشاره كنم). چون فرآيند انتقال عناصر
فرهنگي از طريق ترجمة ادبي كار بسيار پيچيدهاي است و به دليل اینکه
فرهنگ مجموعة پيچيدهاي از تجربهها كه شامل تاريخ، ساختار اجتماعي، مذهب،
آداب سنتي و كاربرد روزمره ميشود اين پيچيدگي خيلي بیشتر ميشود. مثلاً
يك نام، يك عنصر زباني فرهنگي است. نويسنده به خاطر ارزشهايي كه با اين
نام همراه است آن را كه به كار ميبرد. اين عنصر قابل ترجمه نيست. بنابر
اين، ارزش آن از لحاظ چيزهايي كه به ذهن خوانندة اصلي ميآورد از دست
ميرود. روابط اجتماعي هم عنصري فرهنگياند. در برخي از فرهنگها، مردم با
خانوادههاي گستردهشان زندگي ميكنند، همين سبب ميشود كه ناچار باشند
براي هر يك از اقوام عنوان معيني داشته باشند. چون در كشورهاي غربي چنين
چيزي اصلاً وجود ندارد يا در اغلب زبانهاي اروپايي چنين كلماتي را
ندارند. مانند كلمة uncle يا aunt (دايي ـ عمو و... و عمه ـ خاله و…) که
گاه حتي تا پايان يك رمان هم منظور نويسنده را درك نخواهيم كرد و در نتيجه
بايد در متن ـ زمينه و بافت بيابيد كه كدام يك از اینها مناسب است. گاهي
هم بايد از ابتكار شخصي و عقل سليم استفاده كرد.
تعارفات ساده هم گاهي مشكل سازند. مثلاً در زبان كانتوني از زبانهاي چين،
«متشكرم» را ميتوان به صورتهاي مختلف. بسته به موقعيت ترجمه كرد.
(اینکه به خاطر هديد باشد. پيشاپيش براي خدمتي باشد و …). اقلامي مثل
لباس و تزئينات و ارزشهاي غذائي نيز مشكلاتي هستند كه تفاوت فرهنگي پيش
پاي مترجم ميگذارد. مثلاً طعم هر غذا يا اهميت آن را نميتوانيم به
مخاطباني منتقل كنيم كه تا به حال اسم آن غذا را نشنيدهاند. آداب و سنن
هم بخشي از فرهنگند مانند ازدواج، تشييع جنازه و جشن كه قصهها و نمادهاي
پنهان پشت هر كدام مترجم را دچار مشكل سازد. باورها و احساسات هم از
فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوتند. ممكن است در برخي از فرهنگها، رنگ سفيد
نشانة خلوص و رنگ سياه نشانة پليدي باشد. اما در فرهنگ ديگر اين طور نباشد
و همين طور رخداد يا جانور يا پرندهاي در يك فرهنگ ممكن است خوش يمن باشد
و در ديگري نماد چيز ديگري باشد. براي مثال جغد يا بوف كه براي ايرانيان
ويرانهشين و شوم است. اما در برخي كشورها به عنوان يكي از خردمندترين
موجودات طبيعت است و يا گياه خرزهره كه ما برايش داستانهايي ساختهايم
بدين شرح كه اگر آن را ببوئيم دچار سردرد و … ميشويم؛ در آلمان گل بسيار
محترمي است. در بعضي از فرهنگها كه شايد فرديت يا حرمت خلوت نو هنوز
مستقر نشده؛ اگر كسي پيش از ورود به خانه در بزند، يعني دزد است. چون فقط
دزد است كه ميخواهد ببيند كسي در خانه هست يا نه. چرا كه اگر آشنا باشد
داد ميزند و در را باز ميكند. عناصر قديمي، اساطير، افسانهها و از اين
قبيل، عناصر اصلي هر فرهنگند كه در ترجمه ايجاد مشكل ميكنند و به دليل
حساسيتشان مترجم بايد بسيار با دقت آنها را ترجمه كند.
و سرانجام عناصر جغرافيايي و محيطي مثل برف. اسكيموها براي انواع برف
واژههاي مختلف دارند. در برخي از فرهنگها اصلاً مفهوم برف وجود ندارد،
يا مثلاً چينيها واژههاي مختلف براي انواع مورچهها دارند. ولي براي
خيلي فرهنگهاي ديگر مورچه همان مورچه است يا خود كلمة نان كه در هر
فرهنگي تصاوير مختلفي را به ذهن ميآورد.
فرآيندهاي ترجمة ادبي و نقد ادبي از هم جدايي ناپذيرند. تلاش براي يافتن
بهترين معادل بند به بند و جمله به جمله يعني فشردهترين راه براي دست و
پنجه نرم كردن با پيچيدگيهاي معنا و صورت زيبايي شناختي بر متن ادبي.
مترجم نميتواند به درك صرف يك اثر ادبي اكتفا كند. او بايد به سوي
بازسازي كامل متن زبان اصلي در زبان جديد حركت كند. و اين مستلزم درك جامع
انتقادي اثر هم هست. ترجمة ادبي خوب محصول پژوهشهاي محققانه، تفسير
انتقادي و بازسازي خلاق است. در شكل آرماني آن مترجم ادبي همان كاري را
ميكند كه يك پژوهشگر كه نسخة اصلح يك اثر ادبي را معلوم ميكند. يعني سعي
ميكند معتبرترين قرائت را به دست بياورد. مترجم بايد بافتهاي متعددي را
كه يك نويسنده و متن در آن زیست ميكنند بررسي كند بايد تحقيق كند و متن
را در بافت تاريخي، زيبا شناسياش قرار دهد و همين طور در بافت مجموعة
آثار نويسنده. تا مدتهاي مديد ترجمة ادبي يكجور كارگاه ادبي به خصوص در
اروپا براي نويسندگان و شاعران بود. يك جور تمرين بود براي نوشتن خودشان.
در تاريخ ترجمة ادبي هم دو استراتژي غالب بوده. يكي غرابت زدايي و ديگري
آشناییزدايي. در روش غرابتزدايي مترجم ميكوشد متن مبدأرا در فرهنگ
خودي جذب و آن را با اصول سياسي و ارزشهاي فرهنگ خودي سازگار كند و با
اين كار بر متن خارجي جامة خودي ميپوشاند. گاه حتی پسند خود را چنان
تحميل ميكند كه مثلاً صحنهاي را به دليل ناخوشايند تشخيص دادن براي
هموطنان خود حذف ميكند يا توفيقي را ملال آور ميداند يا مطایبهای را
بيمزه و به جايش مشابه داخلي ميگذارد. نمونة مشهورش «ديدرو» كه به
اعتراف خودش حتی به كتابي كه ترجمه ميكرد نگاه نميكرد. يك يا دو مرتبه
آن را ميخواند و به كنه آن رسوخ ميكرد. بعد كتاب را ميبست و شروع به
كار ميكرد. روشي كه مرحوم ذبيحا… منصوري بدان عمل ميكرد يعني خلاقيتش
بر متن خلاقیت نویسندهی بیگانه شكوفا میشد. اين مرحوم از زمرة بسطيها
بود. يعني ممكن بود اثري سي صفحهاي را تبديل به ششصد صفحه كند و يا بعضي
ديگر از مترجمان اين رده قبضي بودند مثلاً برباد رفتة هزار صفحهاي را به
دويست صفحه تبديل ميكردند. در شيوة آشنازدايي مترجم تا حد امكان ميگذارد
نويسنده همان جوری كه هست بماند. همان جايي هم كه هست بماند. خواننده را
به سمت آن ميكشاند. تفاوتهاي زباني و فرهنگي متن اصلي را حفظ ميكند،
خواننده را وا ميدارد تا به ديار نويسنده سفر كند. بنابر اين، با انتقال
برخي قالبهاي ادبي و شيوههاي زباني و واژههاي مربوط به فرهنگ و رسوم
جامعة مبدأ، موجب انتقال تأثيرات زباني و در نهايت فنيتر شدن زبان و
فرهنگ خودي ميشود. امروزه هم البته حفظ طعم بيگانة اثر اصلي در ترجمة
اهميت بیشتري يافته چون عقيده بر اين است كه زمين بومي ادبيات ما را
حاصلخيز ميكند، اين توان ترجمه شايد از لحاظ سنتهاي متعارف مخرب قلمداد
شود اما از لحاظ خلاقيت بسيار غنابخش است كه فقط هم با ترجمه فراهم
ميآيد. در هر حال راه سومی هم وجود دارد كه در آن نه مترجم دست بسته
مقهور متن اصلي ميشود (طوري كه گاه ميشود حتي شبهه خودباختگي را مطرح
كرد) و نه متن اصلي را بهانة قلم فرسائيهاي خود ميكند يا در مسند قاضي
يا چوپان ميخواهد حكم كند يا تشخيص دهد براي خوانندگان هموطنانش چهها
مناسب است و چهها نيست، مترجم اين رده (ردة سوم) محتوا و صورت متن مبدأ
را حفظ ميكند و با بيان مناسب جانب هر دو را نگاه ميدارد تا كلامش مقبول
مردم زبان مقصد هم باشد يعني نه ميخواهد خواننده را به جانب نويسندة متن
اصلي بكشاند نه نويسنده را به پاي خوانندة متن در زبان مقصد و اين كاري
است بس دشوار. (به همين دليل در مورد سبك لازم ميدانم در اینجا توضيحي
بدهم). در ترجمة ادبي آنچه در قياس با ترجمة متون ديگر صد چندان اهميت
دارد انتقال سبك است. پيش از تعريف سبك بايد اشاره شود كه در ترجمة متون
علمي، پيام كه بايد به زباني روشن بيان شود و محنت اين انتقال بیشترين
اهميت را دارد. معمولاً هم، سبك در اين آثار و آثار غير ادبي ديگر اهميت
درجه اول را ندارد. اما مقصود از سبك چيست؟ تعريف واحدي كه همه بر سرش
توافق داشته باشند وجود ندارد. يكي از تعاريفش نحوة نوشتن يا اجراست، نحوة
چيزي كه نوشته يا اجرا شده كه اين مجزا است از محتواي آن نوشته يا اجرا.
بهر حال معمولاً در نوشتار، سبك اصطلاحي است كه در تمايز از محتوا به كار
ميرود و تأكيدش بر صورت يا قالب است. به عبارت ديگر سبك چگونگي است و
محتواچيستي. در بحث ترجمه بسياري از وقتها روي امانتداري تأكيد ميشود.
در مورد محتوا ولي آنچه بسيار دشوار است امانتداري در انتقال سبك است. در
ادبيات سبك گزينش نويسنده است از ميان واژهها و عباراتي كه در اختيار
دارد و اینکه رماننويس يا نويسندة داستان اين كلمهها و عبارات را چگونه
در جملهها و بندها تنظيم ميكند. سبك به نويسندة اجازه ميدهد به تجربة
خواننده از اثر شكل بدهد. مثلاً يك نويسنده ممكن است كلمات ساده و جملات
صريح به كار گيرد اما نويسندة ديگر واژگان دشوار به كار ميگيرد.
جملههايش ساختماني پرپيچ و خم دارند، ممكن است درونماية هر دو يكي باشد و
آنچنان که ميگويند زير اين آسمان هيچ حرفي واقعاً تازه نيست. اما تفاوت
سبك دو نويسنده است كه تجربة خواندن اين دو اثر را از هم متمايز ميكند.
تشخيص اين سبك براي مترجم ادبي مستلزم خواندن متون متعدد به زبان مبدأ
است. مترجمان واسطه هستند. در زمانهاي باستان در چين به
مترجمانMatchmaker ميگفتند يعني دلال ازدواج. ترجمه در واقع وسيلهاي بود
كه دو طرف به مددآن بالاخره حرف يكديگر را ميفهميدند و به يك توافق يا
مصالحهاي ميرسيدند.
همان طور كه اشاره كردهام چون مترجم صرفاً واسطة دو زبان نيست و واسطة دو
فرهنگ هم هست و بايد دو فرهنگه هم باشد. در واقع با انتقال فرهنگ يعني
ايدئولوژيها، نظامهاي اخلاقي و ساختارهاي اجتماعي سياسي بايد بر
ناهمخوانيهاي انتقال معنا غلبه كند. اما براي كشف سبك يك نويسنده معمولاً
بايد بیشتر يا در صورت امكان، همه آثار او را خواند و با نويسندههاي
ديگر مقايسه كرد تا بشود تصور ذهنياي از سبكش بدست آورد. مثلاً سبك
كمگوي همينگوي اغلب به نظر ساده و حتي كودكانه ميآيد اما روشش حساب شده
است. براي دست يافتن به تأثيري پيچيده به كار ميرود. او در نوشتههايش
كنش را با فاصله توصيف ميكند. با استفاده از بعضي اسمها و فعلهاي ساده
براي وصف دقيق صحنهها، با اين كار از توقف عواطف شخصيتها و درون و
افكارشان به طور مستقيم پرهيز ميكند. در عوض با گذاشتن مواد خام يك تجربه
در اختيار خواننده و حذف ديدگاه نويسنده، خواندن يك متن را تا حد امكان به
تجربة عملي نزديك ميكند. همينگوي به موثق بودن نوشتهاش هم توجه دارد. وي
معتقد بود كه يك نويسنده فقط در صورتي ميتواند درست به يك موضوع بپردازد
كه در آن مشاركت داشته باشد يا از نزديك شاهدش بوده باشد، بدون چنين دانشي
كار نويسنده معيوب است چون خواننده عدم شناخت نويسنده را حس خواهد كرد.
مقصود از اين است كه بهر حال مترجم لااقل بخشي از وسواس همينگوي را در دقت
و صحت انتقال داشته باشد. علاوه بر اين همينگوي باور داشت كه نويسندهاي
كه در بارة موضوعي آشنا مينويسد قادر است موجز بنويسد يعني بسياري از
اطلاعات را حذف كند و خيلي از جزئيات ظاهري را بيآنکه صحت متن را به خطر
بياندازد. با اينحال توفيق سبك سادة او و بيان عواطف اولية مثل خشم يا
حسد كه در عين حال عميقاً احساس شده است كمك كرده است كه نثر پر آب و تاب
عصر ويكتوريا را كه مشخصة نوشتههاي بسياري از آمريكائيهاي اوايل قرن
بيستم بود؛ از بين برود و كمكم دچار زوال شود. در مقابل در سبک پيچيده،
از جملههاي طولاني و پيچيده استفاده ميشود كه انديشهها و توصيفات
بسيارند. نويسندهها از پاساژهاي تغزلي براي ايجاد خلق و خوی مورد نظرش در
خواننده استفاده ميكنند، ميخواهد شادي باشد يا غم سر درگمي…. هنري جيمز
نويسندة آمريكائي در رمانهايش از سبك پيچيده استفاده ميكند . بهتر همه
آثار همينگوي به فارسي به محض اینکه مترجم بخواهد براي سادگي و خلاصهگي
آب و تاب اضافه كند يا جملههاي كوتاه را به هم عطف كند گرچه در معناي
منتقل شده شايد تغييري رخ ندهد. سبك نويسنده نابود ميشود. همين طور است
مثلاً شكستن جملههاي طولاني نويسندههايي مثل جيمز يا پروست يا در نيافتن
سطح زباني متن اصلي و استفاده از سطح زباني نامناسب در ترجمه، مثلاً در
ترجمة آثار كافكا كه زبانش را بيش و كم شبیه ادارات حقوقي آن زمان پراگ
دانستهاند، كافيست يك قيد يا صفت اضافه كنيد تا كافكايت زباني به كلي
نابود شود. پس ترجمهاي موفق است كه بتواند به بهترين وجه ممكن سبك
نويسنده در زبان مبدأ را در زبان مقصد باز بيافريند غايت مطلوبش اين است
كه خوانندة فارسي زبان از خواندن اثري كه مثلاً از جويس ترجمه شده همان
تجربهاي را از سر بگذراند كه خوانندة انگليسي زبان از خواندن جويس و آيا
اصلاً چنين آرماني امكان تحقق دارد؟!
با نقل قولي از استاینر سخن را به پايان ميبريم: «ادراك ناتواني
بيپايان، موجب اندوهي خاص ميشود.» همين اندوه است كه بر تاريخ و نظرية
ترجمه سايه انداخته است.
رضا
سید حسینی بدون شک یکی از بهترین مترجمان ایران است. کسی که علاوه بر
ترجمه در نقد ادبی و تالیفات هنری هم توانا است. در برنامه ای که برای
مصاحبه های پیوسته دیباچه داشتیم مصاحبه با او از اهمیت ویژه ای برخوردار
بود. دلیلش وضعیت خاص و شاید بتوان گفت بدِ ترجمه در سال های اخیر است.
س. آقاي
سيد حسيني، معيار شما براي انتخاب كتابي كه ميخواهيد ترجمه كنيد، چيست؟
نياز جامعه، معروف بودن نويسنده، اختصاص يافتن جايزهي ادبي به كتاب يا...ج.
نه... براي من مهمتر از همهي اينها اين است كه كتاب را دوست داشته
باشم. خب من مرتب كتابهايي ميخوانم و سعي ميكنم مطالبي را هم دربارهي
همان كتابها بخوانم، و وقتي اين ضرورت را احساس كنم كه اين كتاب واجد
شرايطي است كه من در ذهنم براي ترجمه يك كتاب دارم، ترجمهاش ميكنم.
س. شما اگر بخواهيد بعد از چندسال دوباره يكي از كتابهايي را كه قبلاً ترجمه كردهايد، ترجمه كنيد، تغييري در سبك و سياق آن ميدهيد؟ ج.
دوباره؟ نه... فکر ميکنم در طي سالها آن قدر توانا بودهام که مجبور
نباشم امروز دست در ترجمههايم ببرم. اما خب، من چند كتاب دارم كه از زبان
دوم ترجمه شده، مثلاً جاده تنباكو كه از فرانسه ترجمهاش كردهام، اينها
را من مجدداً چاپ نميكنم تا مگر فرصتي پيدا بشود براي تطبيق آنها با متن
اصلي.
س. پس شما هم اعتقاد داريد كه يك متن بهتر است از زبان خود نويسنده ترجمه بشود؟ ج.
بله. ولي خب رعايت اين اصل در مورد بعضي زبانها واقعاً شايد امكان نداشته
باشد. با اين حال من خودم معتقدم كه اگر قرار است كتابي از يك نويسندهي
ژاپني ترجمه شود، بهتر است اين كار را كسي انجام بدهد كه اين زبان را
ميداند و به آن مسلط است.
س. شما
از آن دست مترجمهايي هستيد كه هم داستان و رمانترجمه كردهايد و هم
مقاله و نقد، اين چندگانگي و سرك كشيدن به عرصههاي مختلف آيا دليل خاصي
دارد يا يك جور ماجراجويي است؟ ج. نه به اين شكل... مگر مترجم
فقط بايد رمان يا داستان ترجمه كند؟! من مكتبهاي ادبي را نوشتهام، کار
نقد هم انجام دادهام و در مورد ترجمه هم بايد بگويم هرچه را كه به نظرم
ارزش ترجمه كردن داشته باشد و من را هم مجاب بكند ترجمه ميكنم.
س. اثري بوده كه ميخواستهايد ترجمهاش كنيد و امكانش فراهم نشده و حالا بخواهيد به مترجمهاي جوان ترجمهاش را توصيه كنيد؟ ج.
من به كسي ترجمه چيزي را توصيه نميكنم. اما خب، در جواني تجربهاي از
زولا و استاندال داشتم كه بعد ديدم اصلاً زولا با قلم من جور در نميآيد.
بعد تازه به اين نتيجه رسيدم كه اصلاً از زولا خوشم نميآيد. البته به جز
يك كتابش به نام اثر كه اينجا به اسم شاهكار ترجمه شده.
س. شما
براي ترجمة يك داستان، مبناي كارتان را بر درآوردن زبان مبدأ ميگذاريد يا
مقصد. يا بهتر بگويم سعي ميكنيد خواننده فارسي را احساس كند يا متني با
خصوصيات زبان فرانسه را؟ ج. متوجهام ميخواهيد چه بگوييد... به
خاطر زبان مبدأ فارسي را فدا كردن يا به خاطر فارسي داستان را فنا كردن...
اينها حرفهاي بيهودهاند. مترجم بايد اين توانايي را داشته باشد، كه آن
كاري را كه نويسنده در زبان اصلي كرده در زبان فارسي انجام بدهد. منظور
همان تقليد داستان نويسنده با زبان فارسيست كه البته واقعاً كار دشواري
است. ولي خب بايد انجامش داد. مثل كاري كه من و نجفي در ضد خاطرات
آندره مالرو كرديم و بعدها خودم در اميد اثر مالرو کردم. البته زبان مالرو
در آوردنش كار آساني نبود ولي در آمد. كسي كه فرانسه مالرو را خوانده باشد
و فارسيش را هم بخواند، ميبيند كه واقعاً به هم نزديكاند. اين طور بگويم
كه به نظر من اين حرف كه به خاطر فارسي زيبا بايد صداقت در ترجمه را فدا
كرد واقعاً حرف بيهودهاي است.
س. پس به نظر شما در آوردن لحن و سبك نويسنده امكان پذير است؟ ج. بله. هرچند كارِ دشواري است. ولي بايد تجربه كرد و درش آورد.
س. چه چيزهايي در ترجمه حيف و هدر ميشوند و چه چيزهايي به ترجمه آسيب ميرسانند. و اصلاً يك متن ادبي ترجمه شده چقدر آسيب ميبيند؟
ج. در
مورد متون ادبي اين را بگويم كه شعر بيشترين آسيب را ميبيند و اين كه
ميگويند مترجم خائن است واقعاً در مورد شعر مصداق پيدا ميكند. غير ممكن
است كه در ترجمه شعر بتوانيد آن كاري را بكنيد كه شاعر در زبان مبدأ انجام
داده است. در حقيقت براي ترجمه شعر رسيدن به درجهاي از صداقت لازم است كه
ما به آن نميرسيم. گاهي وقتي يك مترجم شروع كند به ترجمه شعري و مثلاً
پاراگراف اول را عالي در بياورد، چيزي كه خيلي نزديك به متن اصلي است. اما
از پاراگراف دوم به بعد ديگر نميتواند آنطور خوب پيش برود و من خودم اين
دشواري را در ترجمه شعرهاي بودلر از نزديك لمس كردهام. و به اين حرف
اعتقاد دارم كه اي كاش آدم تمام شعرها را به زبان اصلي ميخواند و احتياجي
به ترجمهشان نداشت. ولي خب، ناچاريم و دركنارش هم ميدانيم كه بزرگترين
خطاكاريهاي مترجم در شعر به وجود ميآيد.
س. در مورد داستان يا به طور كلي متن چهطور؟ ج. نه به اندازه ي شعر.
س. مثلاً به نظر شما ميشود توپ مرواري هدايت را با آن زبان خاصاش به فرانسه ترجمه كرد؟ ج.
خب... البته من توپ مرواري را نخواندهام. ولي مثلاً در مورد علويه خانم
با آن زبان و آن فحشهاي جانانهاي كه آن وسط دارد ميتوانم بگويم وقتي كه
جنبهي محلي قضيه مطرح ميشود كار دشوارتر ميشود. البته چون من مترجم
فرانسه به فارسي هستم شايد نتوانم نظر تخصصي بدهم. شايد بهتر باشد يك
چنين سوالي را از كسي مثلِ حامد فولادوند بپرسيد. ولي در عين اين قضيه
ميتوانم بگويم سلين را ميشود به فارسي ترجمه كرد.
س. ميشود گفت كه هميشه يك چنين متوني، كمي تقليل هم پيدا ميكنند؟ ج. درسته. ترجمه متوني كه زبان خاص يك طبقه را دارند يا يك لهجه خاص، كار دشواري است.
س. مثل هكلبريفين؟ ج.
بله و البته دريابندري خوب درش آورده. يا در مورد تجربه ديگرش كتاب (باقي
مانده روز) هم موفق بوده است و از اين جا است كه هركسي ميتواند بفهمد كه
او در امر ترجمه آدم توانايي است. در ضمن اين را هم بگويم، مطمئن باشيد
اگر كسي مثل نجف دريابندري نتواند ترجمهاي را درست در بياورد كس ديگري هم
نميتواند.
س. وقتي مترجمي هنگام ترجمه ميبيند كه دارد به متن لطمه ميخورد، مجاز است كه ترجمه را ادامه بدهد؟ ج.
مترجم كه ماموريتي براي ترجمه كردن ندارد. من گاهي كه يك كتاب ميخوانم با
خودم ميگويم خب آيا من ميتوانم اين را خوب ترجمه كنم؟! مترجم اول بايد
ببيند كه ميتواند يك كتاب را ترجمه كند يا نه. مثلاً من يك كار ترجمه
زولا شروع كردم که كار خوبي هم بود. ولي بعد ديدم اصلاً زبان من به سبك
زولا نميخورد و رهايش كردم. مترجم اول بايد در نظر بگيرد كه ميتواند آن
اثر را ترجمه كند يا نه. فرق نميکند که متن سختي باشد و يا متن راحتي. در
مورد خودم ترجمه مالرو، كه نويسنده واقعاً مشكل بنويسي است، از ترجمه
راحتترين متنها برايم سادهتر است. چون با آن اخت شدهام و ميدانم
چهطور ميشود درش آورد.
س. شما تجربه كارگروهي هم داشتهايد... ج. گروهي البته نه... مشترك.
س. خب اين كار مشترك به نسبت ترجمه يك نفره مزيتهايي هم دارد؟ ج.
راستش اين مسئله براي من مطرح نبوده... براي من در سه مورد پيش آمده و اين
ترجمههاي مشترك هركدام دلايل خاص خودشان را هم داشتهاند. و الا من
همينطوري براي خودم دنبال شريك نميگردم. اولين بار با اردلان توكل
كاركردم. ما آن موقع دانشجو بوديم و همخانه. من فرانسهام قوي نبود و
البته توكل فرانسهاش خوب بود و من هم تركي استانبولي خوب ميدانستم. شروع
كرديم كتاب را از دو متن ترجمه كردن. در مورد خسروشاهي مسئله متفاوت
بود. جلال در تركيه دكتراي حقوق گرفته بود. البته تجربه ترجمه نداشت ولي
دوست داشت كار كند. با هم نشستيم و يك كارهايي را شروع كرديم. همين جلال
خسروشاهي مشوق من در ترجمه ياشار كمال بود. روش كارمان هم اينطور بود كه
جلال متن تركي را ميخواند و من فارسيش را ميگفتم و مينوشتيم. جلال هم
پيشنهادهايي ميداد كه مثلاً اين جاش اينطور باشد يا فلان جاش را فلان
كار بكنيم. البته بعد از مدتي آن قدر خوب پيش رفت كه كمكم تركيش را خودش
ميخواند و فارسيش را هم مينوشت و من را تنبل كرده بود. تركي
واقعاً زبان دشواري است و ترجمهاش به فارسي خيلي سختتر از فرانسه و
انگليسي است . شما اگر تركي بدانيد ميفهميد كه من چه ميگويم. تركي مثل
فرانسه و ايتاليايي با فارسي همخانواده نيست و ريشهاش هندواروپايي نيست.
تركي يك زبان ارال آركائيك است و اصلاً در اين زبان تركيببندي عبارتها
متفاوت است و گاهي براي ترجمه يك جمله بزرگ بايد كلمات را به ترتيب بچيني
تا بالا و ترجمهاش واقعاً كشنده است و اين را هم بگويم كه من وقتي زبان
فرانسهام راه افتاد ديگر سراغ ترجمة تركي نرفتم. در مورد نجفي هم،
من داستاني را در مجله تماشا پاورقي كرده بودم. يك كار عجلهاي هم بود. يك
روز آقاي حيدري، همين مدير انتشاراتي خوارزمي، آمد به من گفت: اين را كتاب
نميخواهي ترجمه كني؟ منم گفتم: فعلاً واقعاً تواناييش را ندارم. آقاي
حيدري به من گفت: اگر من نجفي را تشويق كنم كه با تو همكاري كند، اين كار
را انجام ميدهي؟ من هم گفتم که از خدا ميخواهم و كار را شروع كرديم. با
نجفي نشستيم در خوارزمي و هفتاد، هشتاد صفحهي اول را با هم ترجمه كرديم.
بعد نجفي متن را برد خانه و نوشتههاي من را ميگذاشت كنار خودش و دوباره
ترجمه ميكرد. بعد اينها را با هم تطبيق ميداد و براي من ميآورد. و
دركل كار خوبي از كار در آمد. كاري كه واقعاً دقيق رويش كار شده بود.
س. در مورد ترجمه تركي به فارسي به نظر شما الان مترجمي كه تركي را به فارسي خوب ترجمه كند داريم؟ ج.
الان با رفتن خسروشاهي اردلان فصيحي است. شهرام شيدايي هم هست. كه البته
شيدايي بيشتر رفته سراغ ترجمه شعر. بنده هم كه بازنشسته شدهام.
س. الان كمتر مترجمي داريم كه تحصيلات آكادميك داشته باشد و مترجم خوبي هم باشد. آيا اين دليل دارد؟ ج. نميدانم. چيزي كه من ميبينم اين است كه الان دانشجوهاي زيادي در رشتههاي مترجمي فارغ التحصيل ميشوند.
س. شما در ميان اين افراد مترجم خوبي ديدهايد؟ ج. نميدانم.
س. چيزي كه است اينكه اكثر كساني كه فارغ التحصيل رشته ترجمه ميشوند كشيده ميشوند به سمت ترجمههاي اقتصادي. ج. بله خب منطقي هم هست. دليلش اين است كه دنبال شغلاند.
س. پس چون ترجمه ادبي در آمدي ندارد، كمتر كسي به سمتش كشيده ميشود؟ ج.
دقيقاً بگذاريد يك نكته جالب بگويم. پسرم كاوه، كه همين كتاب كتابخانه
بابل بورخس را ترجمه كرده، اخيراً داشت يك كتاب ترجمه ميكرد (پرواز
ايكساها) كه خيلي بازي با كلمه هم داشت و با اين كه داستان ساده به نظر
ميآمد خيلي اذيتش كرد و كاوه مدام دنبال اين بود كه حفرههاي متن را پر
كند. دو سال روي اين متن كاركرد و براي ترجمهاش هم با خيلي از
نويسندهها و مترجمهاي، فرانسوي مشورت كرد، تا متن را تمام كند. يك روز
به من گفت: بابا من ديگه ترجمه كتبي انجام نميدهم. گفتم: چرا؟ گفت: دوسال
روي اين كتاب كار كردهام، هشتصد هزار تومان گرفتهام. چند روز قبل با يك
خبرنگار فرانسوي بودم همين قدر گرفتم. واقعاً الان اگه عشق به كار ترجمه
نباشد كسي طرفش نميرود. يك زماني همه تعجب ميكردند از اين كه در ايران ارزش كار مترجم ها با نويسنده ها برابر است. اما حالا؟ تنها
دليلش هم اين است كه در اين مملكت كتابخوان وجود ندارد. قبلاً هم جايي
گفتهام ما كلاً دوهزار نفريم كه خودمان مينويسيم، خودمان ترجمه ميكنيم،
خودمان چاپ ميكنيم و خودمان هم ميخوانيم. كسي هم كاري به كارمان ندارد.
يك زماني تيراژ كتاب در اين مملكت پنج تا ده هزارتا بود. نميدانم دليلش
چيست كه وضع اين طوري شده. شايد به خاطر اينترنته...
س. آقاي دريابندري گفتهاند تعداد مترجمهاي خوب ما به تعداد انگشتهاي دست هم نميرسند… ج.
بله من هم موافقم. هر چند اين شايد يك جورهايي پايين آوردن ارزش كار باقي
مترجمها باشد. آنهم مخصوصاً حالا كه اين همه مترجم داريم.
س. آقاي سيد حسيني نظرتون درمورد كارگاههاي آموزشي ترجمه چيست؟ ج.
اگر با حس نيت باشند، بد نيست. اين كه جايي باشد براي بچهها كه چيزهايي
ياد بگيرند. نه براي اين كه كسي بخواهد آنجا خودي نشان بدهد. يادم هست يك
وقتي يكي از اين فضلا با دانشجوهاش كتابي در آوردند راجع به ايرادهاي
ترجمه دريابندري، و اين كار به قدري روي دانشجوها تاثير گذاشته بود كه
زماني كه من رفته بودم به دانشگاهي در كرمانشاه، بچههاي آنجا دورهام
كردند و يكيشان پرسيد که آقاي سيدحسيني به نظر شما هم بدترين مترجم ايران
دريابندريه؟ من همينطور دهانم باز مانده بود. گفتم: تضادفاً من معتقدم
بهترين مترجم ايران آقاي دريابندريه، و تازه گرفتن يک قسم غلطها كه دليل
براي خوب بودن يا بد بودن ترجمه نيست. نجفي عقيده داشت هيچ كتابي نيست كه
پنجاه تا صد غلط نداشته باشد.
س. يك سوال يك ميليون دلاري آقاي سيد حسيني! شما وضعيت ترجمه رو چهطور ميبينيد؟ج.
خيلي بد. يك عده هستند، به همان تعداد انگشتان دستي كه دريابندري گفته كه
ترجمههاشان را ميشود به راحتي خواند و در مقابل هزاران مترجم بد، كه
كارهايي تئوريك انجام ميدهند كه هيچ چيزي نميشود ازشان فهميد. البته
نكته مهم ديگري هم هست كه آن اين است كه كتابهايي كه ترجمه ميشوند
زيادند ولي تيراژشان كم است و در كل وضعيت هيچ مطلوب نيست.
س. چند وقتيست كلاس مكاتب ادبي را داير كردهايد. از روند اين كلاسها راضي هستيد؟ ج.
بسيار خوب پيش ميرود. من چهار پنج سال پيش هم فلسفه هنر و همين مكاتب
ادبي را درس ميدادم. ولي به علت مرگ پسر بزرگم كه در فرانسه از دكتراي
فلسفهاش دفاع ميكرد، واقعاً دچار مشكل شده بودم و خب تدريس را هم رها
كردم. تا اين كه چند وقت پيش بچههاي حوزه هنري آمدند و به من پيشنهاد
دادند كه كلاسها را دوباره داير كنم. من هم ديدم خودم بدم نميآيد بعد از
پنج سال دوباره اين تجربه را تكرار كنم. آنجا همين كتاب مكاتب ادبي و مفاهيماش را با فلسفه هنر قاطي ميكنم و خب به نظرم روند خوبي داشته تا اينجا اين كلاسها.
Back Translation is the process of translating a document that has
already been translated into a foreign language back to the original
language - preferably by an independent translator
Translation of raw data such as focus group transcripts back into
the language of a client from the language of the consumers is common
in market research in Asia. In fact translation remains one of the
costliest parts of a market research project. This is because it is an
area where costly errors can be built in - in research stages where
checks and balances are limited.
The nuances of translation are far-ranging. A literal word in one
language, for example, may have no equivalent in another language, or
could have a completely different "meaning" or effect in the translated
language. This is why translation is an art rather than a science. No
translation can be expected to convey perfectly the "meaning" of what
consumers meant to convey in their own language. Hence the need for
accredited translators who can translate verbatim. All the good work of
a focus group moderator in not "interpreting" verbatim comments can be
wiped out by a careless translator.
Back translation can improve the reliability and validity of
research in different languages by requiring that the quality of a
translation is verified by an independent translator translating back
into the original language. Original and back translated documents can
then be compared.
Due to its high cost, back translation is not overly common, but in
very high risk - high return situations is well worth the investment.
Before looking at the student's paper, ask him/her to explain the assignment
to you. If possible, look at the teacher's instructions. If it appears
the student is not sure what the teacher expects, you should suggest that
the student discuss the assignment with his/her teacher, but don't send
the student away; find a way to work with the student on some aspect of
the paper.
If the student is writing a research paper, you need to find out if the
teacher is using an I-Search
format or traditional format; and if the teacher prefers
MLA, APA, or Chicago/Turabian
documentation style. If the student is writing a summary,
you need to find out how the teacher wants the identifying information
as some teachers prefer it at the top, in an abstract,
while others prefer in-text citations. After you are clear on what the
teacher expects, you need to ask the students what they want to work on
first.
The following are techniques you can use to help students with their
finished papers and essays, or during the research and pre-writing stages
of the writing process.
Strategies for helping students with finished essays,
summaries, and research papers:
If a student brings you a finished essay, summary, or research paper
use one or several of the following advising strategies:
Q&A Strategy: This is a general
strategy that should be used at all times with every student. The Q&A
strategy compels the students to become involved in the evaluation of
their own work.
Explanation: Instead of telling
a student "This is wrong," or "This grammar is confusing,"
or "It would be better if you organized it this way . . ."
you should take care to involve the student in the assessment and
revision of his/her work. You can instead phrase things this way:
"Do you remember the rule about subject/verb agreement? What
is it? Where are your subject and verbs in this sentence? Do they
agree?" Or, "Tell me what you are trying to say in this
paragraph. Can you think of a different way to phrase this?"
Or, "What is the main idea of this paragraph? Do you think
that the second sentence of the paragraph is related to that idea?
What about the last paragraph on this page, how does that paragraph
support your thesis statement?" The general questions, "What
do you mean?" "How do you know?" "How so?"
"Why?" "Why not?" and "Why is this important?"
can also be helpful in helping students to recognize their own errors.
Signing the Passage: This is useful
for parts of the paper where poor construction or grammar obscures the
student's meaning. Having the student sign the passage often helps him/her
to identify the communication problems him/herself.
Explanation: When you reach
a paragraph or section that you cannot understand, ask the student
to SIGN THE PARAGRAPH to you. You will be able to understand the
student's meaning, and see where his/her communication was unclear.
You should then discuss the confusing word choice, grammar, sentence
structure, etc. with your student. Explain the grammar rule(s) that
was broken, and ask questions to lead the student to make the appropriate
changes.
Paraphrase the Student's Statements:
This helps students see how their word choice and structure impacts
the reader's understanding.
Explanation: For areas of the
student's paper that you think you understand, but that could be
expressed more clearly, sign for the student what you think his/her
passage means. Be sure you explain to the students what implications
different words have and how the syntax and structure affect your
comprehension. Then ask the student if your assessment of his/her
passage was correct. If it was not correct, have the student try
to phrase it differently.
Underlining:
This will help the student learn to see errors in his/her own
writing, without giving the student the "answer."
Explanation: Use a pencil to
underline sentences that are incomplete, repetitive, unclear, unrelated,
or conflicting. Use the Q&A technique to lead the student to
see the error in his/her work. Have the student either rewrite or
delete the problem statement.
Grammar Rule Abbreviations: This
is useful for students who tend to break the same grammar rules in each
paper.
Explanation: Develop a grammar
rule abbreviation system, refer to
The Gallaudet Writer's Handbook Correction Chart for an example)
and consistently use these abbreviations with your student. Give
your student a copy of the grammar abbreviation chart. When you
come across a grammar error in his/her paper, write the brief abbreviation
(s/v, wc, vt, frag, ect.) above the problem area, and have your
student figure out which grammar rule was broken. If your student
cannot identify the problem, explain the grammar rule again, and
have him/her correct the problem in his/her paper. If you have a
hard time explaining grammatical errors, be sure to use the many
ESL dictionaries, English handbooks, and handout guides, and web
site information we have available at English Works! Remember, you
are only writing the abbreviation of the grammar rule on the student's
paper. You are not writing out the whole rule, nor are you correcting
the mistake yourself.
Outlining and Mapping: This technique
helps students to recognize organization problems, and determine how
each part of the paper relates to the thesis. Look at our page about
Mapping for more information.
Explanation: Usually, people
tend to associate outlining and mapping with the pre-writing
process. But if the student did not create an outline or map during
the pre-writing process, or if he/she lost her focus in the paper,
then this is an important tool to use even after the paper has been
written. Have the student go through his paper and write an outline
of it. Each paragraph should be a different number or letter on
the outline. If the paper is well organized, the outline or map
should look like either this
sample outline or this
sample map. If the student gets stuck, or finds that it is too
hard to determine the main idea or relevance of certain paragraphs,
talk to him or her about revising the thesis, or omitting the paragraphs.
Show APA, MLA or Chicago Style Documentation:
This helps students who do not understand citations or footnotes, and
have not given appropriate credit for ideas that they read.
Explanation: Use one of our
handouts, the internet, or a reference book to show the student
the proper ways to reference sources. If the student seems to have
plagiarized or heavily borrowed information from another source,
remind him/her about
Gallaudet's Academic Dishonesty Policy. Also remind him/her
that the Gallaudet professors have ways of determining when something
is plagiarized. If you wanted to check on it yourself, you could
perform this
internet plagiarism test.
Revision Checklists: Our goal
is to teach students to check their own facts, quotations, page reference
numbers, grammar, spelling, and capitalization. This technique can help
the student become more independent in proofing his/her work.
Explanation: Go through a prepared
checklist with the student when going through the student's paper.
Our handout,
The Punctuation and Grammar Review offers a more in-depth checklist
for students and WAs, but the following brief checklists may help
you when you are reading a student's paper:
Organization Checklist
The audience understands the paper;
all paragraphs are related to the thesis;
the paragraphs are arranged in a logical order;
each paragraph has a topic sentence that makes the meaning of
the whole paragraph clear;
each paragraph has only ONE topic (no extraneous information);
the writer does not repeat large blocks of information in two
or more paragraphs;
the information in the paper is accurate to the best of your
knowledge;
references are cited properly.
Grammar and Mechanics Checklist
Subjects and verbs agree;
verb tenses are consistent and appropriate;
pronouns agree with the subjects they substitute;
word choices are clear;
capitalization is correct;
spelling is correct;
punctuation is correct.
Strategies for helping students with research:
Gathering information, finding sources, understanding the sources, taking
notes, and documenting sources.
If a student has no idea how to begin researching, use one of the following
techniques:
Q&A Strategy: This is a method
of tutoring that Writing Advisors and Tutors should use during every
session. This forces the student to think, and helps lead them in the
right direction without giving the answers.
Explanation: You don't want
the student to depend on you for answers about research, so don't
just give him/her answers about where to find sources and information.
Instead, ask questions like, "What do you already know about
your topic?" "What do you need to find out?" "What
sources do you think can help you most?" "What does this
article seem to be about so far?" and "What do you expect
it to discuss in the next few paragraphs?"
Outline/Mapping/Listing: This
can help a student find a focus point for his/her research. It also
can help to narrow a broad topic, or broaden a narrow topic.
Explanation: At this stage,
the outline, map or list should just be a rough sketch of what the
student wants to find out. If the student already has a thesis statement,
he/she should use that as the focus for his/her research. The thesis
statement should be the first number of his/her outline, the top
of his/her map, etc. If he/she does not have a thesis statement
yet, just have the student make a list of possible topics or possible
thesis's. The student can always narrow down his/her topic during
the research process. For samples of these techniques, see our handouts
on
Formal Three-Part Outlines,
Guide to Mapping,
Sample Map 1, or
Sample Map 2.
Note Card System:
This system will really help the student as they begin their research.
It eliminates the problem of having to re-read the same document looking
for a piece of information that the student may have forgotten. It also
helps the student keep track of his/her sources and information, and
makes it easier for him/her to cite his/her sources properly.
Explanation: This is a complex,
but very useful system. For a detailed explanation, see our page
on "
Researching and Organizing Your Paper: The Note Card System."
Basically, this system requires that the student paraphrases each
useful sentence or idea that he/she finds during research on a separate
note (index) card. On each of these cards, the student must create
a "topic name" to categorize the kind of information that
is on the card, and the source title (or number) to indicate where
he/she found the information. If the student were writing a paper
about Shakespeare, he/she might have cards with the following topics:
Shakespeare's Childhood, Shakespeare's Plays, Shakespeare's
Sonnets, etc. Each card should have only one or two sentences
on it. For this system to work, there must be only one topic on
each card, but for each topic, the student should have several different
cards from many different sources. Later, as the student begins
to write the paper, each card topic will become a body paragraph
or supporting idea in his/her paper.
Reading Comprehension Strategies:
Many students have trouble doing research because they cannot fully
understand the material they are reading. Providing some reading techniques
helps the student learn to work with small groups of information and
may lead him/her to develop coping skills when comprehension fails.
Try using some of our
Reading Comprehension Strategies with these students to help them
understand their research.
Title Analysis: Have the student
pay special attention to titles, subheadings, words in bold, etc.
These words generally summarize the topic.
Signing the Passage: If the
student does not understand the paragraph enough to take notes on
it, have the student SIGN THE PARAGRAPH to you. You will be able
to see exactly what phrase of words confused the student. You should
then discuss the confusing phrase or words, asking questions to
lead the student toward understanding. Use a dictionary only when
absolutely necessary. An overall understanding is more important
than understanding each word by itself.
Reading and Summarizing on the Text:
Read with your student, one paragraph at a time. Then have the
student write (directly on the text, if the student owns the
book) a very brief summary of the paragraph. The summary should
be no more than 1 or 2 sentences, and can be incomplete sentences.
It should just be enough information to indicate that the student
understood the main idea of the paragraph. This way the student
can look back over the text later and determine which paragraphs
relate to his/her paper. The student should get in the habit of
summarizing each paragraph he/she reads.
EW! Web Page: Writing Advisors
can also teach the students strategies from our Web site.
Strategies for helping students begin
their paper:
Organizing the research, classifying information, and beginning to write.
The next step in this process is helping the student group his/her information
into major categories. Generally at this point, if the student has not
yet done this, it is important that he/she develops a tentative thesis
statement. The thesis statement will become the student's focus point
and organizational strategy. For a basic overview of some pre-writing
techniques, see our brief sample pre-writing
strategies. For more in-depth explanations, try these:
Q&A Strategy: Q&A should
be relied on throughout all parts of tutoring and Writing Advice. Questioning
will help a student think about the topic, narrow the topic, set goals
for organizing the paper, and think about the audience.
Explanation: If students ask
for help before they've decided on a thesis statement, or if you
think their topic might be too broad, you can try to help them narrow
their topic by asking appropriate questions. For example, if a student
says they're writing about "abuse," you might ask questions
like, " Do you know there are different kinds of abuse?"
"Which kind of abuse are you most interested in?" "What
do you know about this abuse?" "What have you read about
it?" "What do you think your teacher wants to know?"
Note Card System: If the student
used this system during his/her research and note taking (explained
above), he/she should continue to use it here.
Explanation: At this point,
the student should simply arrange his/her note cards into different
piles, each pile being a different topic. Each topic later becomes
a paragraph (or supporting idea) in the paper. The student uses
this pre-writing time to determine what order he/she wants to present
his/her topics in order to prove his/her thesis.
Freewriting/Brainstorming: This
helps a tense student get started writing without worrying about order
and grammar.
Explanation: The student should
just write down whatever comes to mind in whatever order he/she
thinks of it. The student should try and limit his/her focus to
the paper topic, but it is not absolutely necessary at this stage.
This is just a warm-up technique. For a sample freewriting, see
our page on Freewriting. One very
successful technique that may be introduced with the freewriting
is "WIRMI" (What I Really Mean Is). Ask the student to
grab a piece of scratch paper and write "What I Really Mean
Is. . .". Then allow the student to just start writing about
anything he/she came across during his/her reading and research.
During this exercise, the student should not worry about structure,
organization or grammar. This is just a strategy to get the student
thinking, and get his/her ideas on paper.
Mapping and Diagramming: Maps
and Diagrams are good for organizing information so that the ideas become
more visual and the chain of thought and hierarchical relations can
easily be followed and turned into a paper. Tree diagrams are similar
to maps and are helpful for students who want to visualize their ideas
rather than have a list of words. Like a map, a tree shows hierarchical
relationships; but unlike a map, a tree allows the writer the flexibility
to branch off in any direction.
Explanation: For examples,
look at the handout on Guide
to Mapping, and at sample
map 1, or sample
map 2. For examples of tree diagrams, see the handout on Tree
Diagramming. The top of the map or diagram should have the Thesis
Statement, or main idea of the paper. Below that, the student should
list the supporting ideas, and below that, the details that he/she
plans on using.
Questioning: This is a good organizational
technique. This can be useful before or after the student has completed
his/her research.
Explanation: Ask the student
to write a series of questions that he/she wants answered in the
paper, and then have him/her answer them as best as he/she can.
For a sample, see the handout on Using
Questioning as a Pre-Writing Strategy. The student can also
use the questioning strategy in connection with a Tree Diagram.
See the handout on Tree
Diagramming to understand the correlation.
Outlining: Outlining is good for
students who like to have more wordy guides for their papers. Creating
an outline now, will save the student time when he/she is writing the
paper. It will also greatly reduce the amount of organizational revisions
that need to be made.
Explanation: The student should
create a heading for each future section or paragraph of the paper,
and a short sentence or phrase after that stating the supporting
ideas. For an in-depth explanation and example, see our handout
on the Formal
Three-Part Outline.
Listing: This is helpful to use
before writing, and during the writing process.
Explanation: Have the student
write down a list of phrases or ideas. Jot listing can also be used
in the margin of papers to list ideas and to set up pre-writing
ordering so the writer doesn't get to the end of her paper and discover
that he/she forgot an important point that should have been included
two paragraphs above.
names of the days of the week, months, and holidays
Christmas falls
on December
25 every year.
names of commercial products
Our copy machine is made by Xerox.
names of organizations such as religious and political groups, associations,
companies, unions and clubs
Many people are members of the National
Association of the Deaf.
words in titles of books, magazines, newspapers, articles, stories, poems,
films, television shows, songs, papers that you write
Gallaudet Today
is an informative magazine.
However, a word like a, an, the, but, for, and is not capitalized unless
it is the first word of the title or the first word after a colon.
Perspectives on Deafness: A Deaf American
Monograph was edited by Mervin D. Garretson.
On the Green is
an in-house Gallaudet publication for faculty and staff.
Apostrophe
The two main uses of the apostrophe are:
to show the omission of one or more letters in a contraction
do + not = don't is + not = isn't
that + is = that's
to show ownership or possession
Ellen's books
Dorothy's pen
Howard's hands
Quotation Marks
Use quotation marks when you want to show the exact words of a speaker
or writer. Place all commas and periods inside of the quotation marks.
Incorrect:
"The only dumb question",
the instructor said, "is the one you don't ask".
Correct:
"The
only dumb question,"
the instructor said, "is the one you don't ask."
Use quotation marks when you want to quote or show the titles of short
stories, novellas, articles, chapter titles in books, poems, television
shows, songs, and papers that you write.
Incorrect:
I read the poem
The Tyger, the other day.
Correct:
I
read the poem "The Tyger,"
the other day.
Italics/Underline
Use italics or underline to show the titles of books, magazines, newspapers,
plays, art masterpieces, and long musical compositions.
Incorrect:
The novel, "Gone
with the Wind," was extraordinary.
Correct:
The novel,
Gone with the Wind,
was extraordinary.
The novel, Gone with the Wind,
was extraordinary.
Commas
Commas often show a pause in a sentence. There are nine main uses of the
comma:
to separate items in a series
I like swimming,
summer, and vacations.
to set off introductory material
First, let me
explain our cut policy.
on both sides of words that interrupt the flow of thought in a sentence
The Tutorial Center,
a division of the School of Undergraduate Studies, is
a place where students can get one-on-one help.
between two complete thoughts connected by and, but, for, or, nor,
so, yet
I love to watch basketball,
but I do not play it.
to set off a direct quotation from the rest of a sentence
According to I. King Jordan,
"Deaf people can do anything -- except hear."
in dates
April 6, 1976
in addresses
My address is P.O.
Box 250, Gallaudet University, Washington, D.C., 20002.
in the openings and closings of letters
Dear Judith,
. . . Sincerely yours, Ellen
Nouns
A noun is a the name of a person, place, thing, quality, concept or action.
The first letters of some nouns are capitalized to show a specific name or
title (Greg). These are called proper nouns. Other nouns that are not specific
do not use a capital letter (man). These are called common nouns. Nouns that
have a singular and plural form are called count
nouns. Nouns that only have a singular form are called non-count
nouns. For example, homework is a non-count noun.
Incorrect:
I have some homeworks.
Correct:
I
have some homework.
Articles
"A"
and "An" are used before general or non-specific count nouns
such as people, animals, things and places. But they can not be used before
non-count nouns. "The"
is used before specific names of people, animals, things and places (both
count and non-count nouns).
Incorrect:
I have a
homework to do tonight.
Correct:
I
have homework
to do tonight.
Incorrect:
I am going to
Abbey.
Correct:
I
am going to the
Abbey.
Verbs
A verb is a word that tells what the subject of the sentence does. The
verb tells the action of the sentence. Sometimes the action shows movement
(jump) or sometimes it shows how a thing is or that it exists (is). The verb
also shows time which is called tense. The form
of the verb or its tense can tell when the action takes place.
Present Perfect Continuous (Progressive)
has/have been kissing
Past Perfect Continuous (Progressive)
had been kissing
Future Perfect Continuous (Progressive)
will have been kissing
If you are writing more than one sentence (a paragraph, an essay, etc),
you should try to use a consistent tense. In other words, if you begin
in the past, stay in the past, do not shift to the present tense without a
good reason. Constant changes in tense confuse the reader. For
example:
Incorrect:
Yesterday afternoon, I played
my stereo and watch TV.
Correct:
Yesterday
afternoon, I played my
stereo and watched TV.
Modals
Grammatically, modal verbs behave in a different
way from ordinary verbs. They do not show tense and do not follow subject/verb
agreement rules. The structure of the sentence is subject + modal + second
verb.
Never add -s, -es, -ed, or -ing to the second verb.
Incorrect:
I can sleeping
six hours tonight.
Correct:
I can sleep
six hours tonight.
Incorrect:
I couldn't
work ed
last night.
Correct:
I
couldn't work last
night.
Incorrect:
I couldn't
work s
last night.
Correct:
I
couldn't work last
night.
Modals don't follow the subject-verb agreement rule for 3rd person singular.
They do not add s in the third person singular (he, she, it).
Incorrect:
She mights
go to class.
Correct:
She might
go to class.
Most modal verbs are followed by the verb without the infinitive (to)
or the gerund (-ing).
Incorrect:
Gallaudet should
to build a new computer center.
Correct:
Gallaudet should
build a new computer center.
Incorrect:
My teacher can signing
well.
Correct:
My teacher can sign
well.
Subject-Verb Agreement
In English, the subject and
verb of a sentence must agree. In the present tense, all singular
subjects except I and you require that you add 's' or 'es' to the verb.
If the subject is plural, do not add 's' or 'es' to the verb.
First person singular
First person plural
Second person singular/plural
Third person plural
I
we
you
they
don't add -s to the verb (I sign.)
don't add -s to the verb (Sue and I sign. We sign.)
don't add -s to the verb (You sign.)
don't add -s to the verb (Sue and Bob sign. They sign.)
Third person singular {
he
she
it
add -s to the verb (Adam signs. He signs.)
add -s to the verb (Sue signs. She signs.)
add -s to the verb (A cat meows. It meows.)
Remember, most nouns use -s or -es to show plurality while verbs do not.
If your sentence has an -s on the subject and an -s on the verb, your sentence
is probably wrong.
Incorrect:
Many students
learns American Sign Language at Gallaudet.
Correct:
Many students
learn American Sign Language at Gallaudet.
Pronoun Agreement
Pronouns are substitutes for nouns that keep writers from unnecessarily
repeating words in writing.
Without
Pronoun:
Carol finished Carol's
paper.
With Pronoun:
Carol
finished her paper.
In the above example, her takes the place of Carol.
Just like verbs and subjects must agree, pronouns have to agree with the noun
or verb they are replacing.
Incorrect:
A student
should write their own paper.
Correct:
A student
should write his/her
paper.
Parallelism
Words in a pair or a series should have parallel structure. Parallel structure
means that if you write a sentence that uses two verb infinitives, for example,
then add a third verb, all three verbs should use infinitives. However,
you only need to use the word to for the first verb. It will automatically
apply to the other verbs in the list.
Incorrect:
I decided to lose
weight, study more, and watching
less TV.
Correct:
I decided to
lose weight, study
more, and watch less
TV.
Fragments
Every sentence must have a subject and a verb and must express a complete
thought. A word group that lacks a subject or a verb and that does not express
a complete thought is a fragment.
Incorrect:
Because Tom ate
and drank too much.
Correct:
Because
Tom ate and drank too much, he
got sick.
Adjectives made from Verbs (-ED/-ING)
Verbs of EMOTION can become Adjectives by adding either ED or ING.
(verb) My English class bores
me. (verb)
(adj.) I ambored
by my English class.
(verb) (adj.) The class isboring to me.
Verb+ED becomes an adjective when it is used to describe a person or animal that
experiences an emotion You can call this adjective the Experiencer adjective.
One good way to remember to use ED to describe the Experiencer's
emotion is to remember that both words start with E. The Experiencer
is described with ED.
Incorrect:
I am interesting
in sports.
Correct:
I
am interested in
sports. (I is the Experiencer, which means that you must
use ED).
Verb+ING becomes an adjective when it is used to describe the things that
cause an emotion. You can call this the Instigator (Causing) adjective.
One good way to remember to use ING to describe the Instigator (or Causing)
adjective is to remember that both words start with I. The Instigator
is described with ING.
Incorrect:
The football game
is excited. (This means that the game
itself feels excited, which is impossible).
Correct:
The
football game is exciting.
(This means that the football game is causing someone to feel
excited).
Commonly Confused Words
You're and Your
You're
is a contraction for you + are.
You're
very busy today;
Your
shows possession.
Is that
your book?
To and Too
To
shows direction.
I am going to
work.
Too
shows how much.
It is
too hot to work today.
They're and Their
They're
is a contraction of they + are.
They're
going to Panama next week.
Their
is a pronoun that shows possession.
Their
books are on the table.
It's and Its
It's
is a contraction of it + is.
It's
a beautiful morning.
Its
is a pronoun that shows possession
Tell the cat to keep
its paws off the table.
Whose and Who's
Whose
is a pronoun.
Whose
book is this?
Who's
is a contraction for who + is.
Who's
there?
Advice and Advise
Advice
is a noun.
I need some advice
on my grammar.
Advise
is a verb.
My teacher
advised
me to revise the paper.
Effect and Affect
Effect
is a noun
The tax increase had
an effect on the poor.
Affect
is a verb.
The
weather affects my
mood.
Word Choice
Some words can become different parts of speech by changing
their endings or their placement in the sentence. The forms of these words
look almost the same, but depending on which part of speech they are, their
spelling changes.
Verb
Noun
(thing)
Noun
(person)
Adjective
Adverb
Succeed
Success
Successful
Successfully
Analyze
Analysis
Analyst
Analytical
Analytically
Predict
Prediction
Predictor
Predictable
Predictably
Some words use the same spelling for different forms of the
word, but depending on how it is used in the sentence, it can mean different
things.
Every sentence in English (except interjections) has
a subject and a verb. The subject is either a noun or a pronoun. The verb is
either an action verb or a helping verb.
There are several basic sentence patterns in English.
Basic Sentences
SUBJECT
PREDICATE
Noun/Pronoun
Verb
Carol
swims.
They
are laughing.
Noun/Pronoun
Verb
Noun/Pronoun
Their teacher
is
a book.
ice cream.
Noun/Pronoun
Verb
Adjective
Mary
is
smart
He
is
quite tall.
Noun/Pronoun
Verb
Prepositional
Phrase
James
studied
for the GRE test.
The dog
waited
for its owner
yesterday.
Noun/Pronoun
Verb
Adverb
Melissa
swims
daily
We
are walking
slowly
All other sentences in English can be longer if the writer wants to add more
information to a sentence or combine short sentence patterns using a conjunction
(and, but) into one longer sentence. For example:
Carol is smart, likes ice cream and likes to swim every day for Gallaudet.
A noun is a the name of a person, place, thing,
quality, concept or action
Persons
Places
Things
Qualities
Concepts
Actions
child
typist
Mr. Harris
Martha
lobby
courtroom
Chicago
college
desk
phone
computer
book
dependability
honesty
loyalty
sincerity
beauty
truth
knowledge
happiness
walking/to walk
typing/to type
writing/to write
thinking/to think
The first letters of some nouns are capitalized to show a
specific name or title (Alan). These are called proper
nouns. Other nouns that are not specific do not use a capital letter
(man). These are called common nouns. Nouns that
have a singular and plural form are called count
nouns. Nouns that only have a singular form
are called non-count nouns.
Non-count nouns never add -s.
often count
nouns
{
person place thing
often
non-count nouns
{
quality concept action
Common
Noun
Proper
Noun
Count
Non-Count
Count
Singular
girl
country
car
--------
--------
--------
Plural
girls
countries
cars
--------
--------
--------
--------
--------
homework
honesty
beauty
typing
Singular
Maria
America
Ford
--------
--------
--------
Plural
Marias
Americas
Fords
--------
--------
--------
Nouns function in many ways:
Noun Functions
subject:
direct object:
complements:
object of the prep:
indirect object:
possession:
The car runs well.
I bought a book.
Mary was president.
He walked to the store.
Sam mailed Joan a letter.
The woman's daughter left early.
Verbs
A verb is a word that tells what the subject of the sentence
does, says, thinks, or feels. Sometimes the verb shows movement
(jump) or sometimes it shows how a thing is or that it exists
(is). The verb also shows time which is
called tense. The form of the verb or its tense
can tell when events take place.
For example, the verb kiss (*note:
kiss is also a count noun):
Present Perfect
Continuous (Progressive) has/have been kissing
Past Perfect
Continuous (Progressive) had been kissing
Future Perfect
Continuous (Progressive) will have been kissing
Adverbs
Adverbs modify or describe verbs (run fast),
adjectives (often sad), or other
adverbs (too often). Adverbs often, but
not always, end in -ly. A test for deciding if a word is an adverb is to think
about the word's function. Adverbs tend to tell where, when, or how.
For example: very pretty,
most unhappy, never
angry, come soon
Adverbs often answer three questions:
THE
ROYAL ORDER OF ADVERBS
Verb
Manner
Place
Frequency
Time
Purpose
Beth swims
enthusiastically
in the pool
every morning
before dawn
to keep in shape.
Dad walks
impatiently
into town
every afternoon
before supper
to get a newspaper.
Tashonda naps
in her room
every morning
before lunch.
In actual practice, of course, it would be highly unusual to have a string
of adverbial modifiers beyond two or three (at the most). Because the placement
of adverbs is so flexible, one or two of the modifiers would probably move
to the beginning of the sentence: "Every afternoon before supper, Dad impatiently
walks into town to get a newspaper." When that happens, the introductory
adverbial modifiers are usually set off with a comma.
Adjectives are words that describe a noun. Ugly,
funny, big, round,
and loose are all examples of adjectives.
Some less obvious examples are: that dog, her
bone, enough food, every
room. Adjectives can also describe how much or how many: fewer
friends, less food, more
people.
A conjunction is a word that connects phrases, words, or clauses. Conjunctions
are often used as transitions.
There are two kinds of conjunctions:
COORDINATING: connects words, phrases, or clauses
and, but, or, for
Gallaudet teachers communicate in American Sign
Language and English.
either... or; neither... nor;
both... and; not only... but also
Most students use either ASL or English.
hence, therefore, moreover,
however, besides, consequently
I like to read; however, I hate to write.
SUBORDINATING: introduces subordinate clauses and
connects them with the main clause
who, which, that
People who live in glass houses don't like
children to play catch in front of their houses.
although, because, since, though,
if, as if
Although I
work hard, I'm still broke.
Prepositions
Prepositions are words that express the relation of a noun or pronoun to
another word in the sentence. Prepositions show the relationships among things,
people, and places.
Prepositions of
Direction
(to & from)
Place
(where)
Time
(when)
to the store
from the library
toward the floor
in the hall
on the ceiling
over the doorway
in a minute
on July 4
at lunch time
Interjections
An interjection is an exclamatory
word (or words) that shows strong or sudden feeling and has no grammatical function
in the construction of a sentence.
Oh! Alas! So! Wow! Cool!
For more detailed parts of speech review, see the Gallaudet University Handbook on Grammar & Usage by Marcia Bordman and Anne Womeldorf.
A good dictionary can help you learn new words more easily. A good
dictionary has definitions that are easy for you to understand. One
good dictionary is The Newbury House Online Dictionary.
Start writing down words that are new to you. Look up their meanings
in the dictionary and write down what these words mean. Pay special
attention to words you see in your textbooks and in professional journal
articles in your field. You can keep your list of new words in a notebook,
in the computer, or on a set of index cards. Keep this list in one place.
Use this list to look up these words when you see them again.
When you read the dictionary, PAY ATTENTION.
Don't stop reading after the first few words of the definition—read
the whole definition.
Some dictionaries will give you examples of how you can use new
words. Make sure you read these examples. They can help you understand
how you can use the new word.
Also, be careful. Many words have more than one meaning. The same
word can mean different things in different sentences! The dictionary
will list the different definitions of each word. When you look up a
word, make sure you find the definition that makes sense in the sentence
or paragraph you are reading.
When you think you understand what a word means, then write a sentence
using that new word. Ask someone who has good English skills to read the
sentences you wrote to see if you have used these words correctly. You can
ask a friend or a teacher for help. You can also make an appointment with
an English tutor at English Works! for help.
English Works! has some vocabulary books for students who
want to improve their vocabulary. Some of these books are easy and some of
them are hard. These books include exercises to help you remember new words.
Ask English Works! staff to help you find a book that is right for you.
You may be able to buy some of these books somewhere else for your own use.
Or you might be able to copy a few exercises from English Works! books.
Are you ready to learn some big words? Look for the magazine
Reader's Digest.
(Try the Gallaudet library.) Every issue of Reader's Digest has a
vocabulary quiz with 20 words. The quiz answers are included in the magazine.
These quizzes usually include very challenging words. These quizzes can be
a good way to learn new words. Reader's Digest also offers the
Word Power vocabulary game online (requires registration and login).
Skills, knowledge, abilities and experiences are only useful if you are at the right place! Where are you now? به صف می پیوندم آرام پیش می رویم از خانم جلویی می پرسم برای چه صف بسته ایم ؟ می گوید : برای پیوستن به صف بعدی. می گویم : « چه مسخره ! » می گوید : « من دارم به صف بعدی می رسم بعد از من نوبت توست ... » به صف بعدی می پیوندم آرام پیش می رویم